در اينجا بين حضرات اقوالى بشرح زير مىباشد :
1 - برخى فرمودهاند :
هركدام بنحو وجوب تخييرى واجب ميباشند يعنى مكلّف حقّ ندارد تمام آنها را ترك كرده بدون اينكه از متروك بدل بياورد از اينرو در صورت ترك عتق بايد اطعام يا صيام را بعنوان بدل از عتق اتيان نمايد .
2 - بعضى ديگر فرمودهاند :
از ميان اين سه شيئ يكى بنحو غير معيّن واجب است لذا عبد هركدام را كه بياورد عنوان « احدهما لا بعينه » به آن صادق بوده و از عهده تكليف خارج شده است .
3 - پارهاى ديگر گفتهاند :
هريك از اين سه واجب بوده منتهى هركدام را كه مكلّف امتثال نمود بقيّه ساقط ميشوند .
4 - دستهاى ديگر معتقدند :
كه از نظر واقع و عند الله واجب معلوم و معيّن بوده ولى بنده به آن علم ندارد لذا فردى را كه مكلّف مىآورد اگر واجب واقعى بوده باشد كه مطلوب حاصل است و در صورتى كه غير آن باشد مباحى است كه مسقط واجب قرار داده شده .
تحقيق مرحوم مصنّف
مرحوم مصنّف در مقام تحقيق ميفرمايند :
حقّ در مسئله اينستكه بگوئيم :
امر متعلّق به دو يا چند شيئ از دو حال خارج نيست :
الف : آنكه مناط و ملاكش اينستكه آمر يك غرض و مهمّ دارد منتهى هريك از ايندو يا چند شيئ محصّل آن بوده و تمام غرض وى با آوردن هركدام حاصل مىشود و شاهدش اينستكه مكلّف وقتى يكى از آنها را امتثال
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 1194
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١١٩٤