مزاحمت نيستند اين گونه هستند لاجرم اين فرد نيز مانند افراد باقى بوده و عقل اتيان آن را در مقام امتثال و اتيان بداعى امر همچون ساير افراد ميداند بدون اينكه بين آنها كوچكترين فرقى وجود داشته باشد .
تحرير و شرح
حاصل استدراك مرحوم مصنّف اينستكه :
اگرچه گفتيم تنها راهى كه براى تصحيح نماز مبتلاء به ازاله هست وجود ملاك امر يعنى محبوبيّت ذاتى و رجحان واقعى آن مىباشد و غير از آن هيچ وجه ديگرى وجود ندارد ولى در عين حال ميتوان گفت طريق ديگر و وجه آخرى براى آن ممكنست تقرير نمائيم و آن اينستكه :
اگر وقت عبادت يعنى نماز موسّع باشد و در مقدارى از آن با ضدّى كه اهم از آن است مزاحم واقع شود بطوريكه فرضا در تمام وقت مكلّف ميتواند پنج نماز بجاى آورد حال دو فرد از اين پنج تا بواسطه مزاحمت با ازاله و اهمّ بودن آن از تحت عبادت مأموربها خارجند و سه فرد ديگر عبادت بوده و امر نيز به آنها تعلّق گرفته است .
در اينفرض ممكنست بگوئيم :
اگرچه دو نماز مورد مزاحمت امر خاصّ ندارند ولى در عين حال چون اصل امر به نماز باقى است و لو بملاحظه سه فرد باقيمانده لاجرم مكلّف صحيح است هريك از ايندو فرد را به قصد امر باصل نماز اتيان نمايد و مصحّح اين امتثال آنست كه :
فرد امتثال شده با افراد باقيمانده از حيث ايفاء بغرض مولى هيچ فرقى ندارد و همانطوريكه آنها واجد رجحان ذاتى و محبوبيّت واقعى بوده فلذا امتثالشان موجب قرب به درگاه احديّت است ايندو نيز همينطور هستند تنها ابتلائشان به مزاحم اهمّ يعنى ازاله مانع از تعلّق امر به آنها است و وقتى موقعيّت آنها چنين فرض شود عقل حكم مىكند كه اتيانشان بداعى امرى كه
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 1145
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١١٤٥