بسيار بعيد به نظر ميرسد كه حضرات به اين معنا ملتزم باشند .
و وجه بُعد آنست كه :
فرض اينستكه مكلّف قادر بر امتثال هردو نيست و اتيان اهمّ و مهمّ برايش غير مقدور مىباشد و پرواضح است در چنين فرضى اگر هردو از وى فوت شده و امتثال آنها ترك گردد عقاب بر هردو قبيح و ناپسند مىباشد بلكه مولى بيش از يك عقاب نبايد بنمايد از اينرو سيّد و استاد ما قدّس اللّه سرّه با اينكه به ترتّب قائل بودند آنطور كه بخاطرم مىآيد تعدّد عقاب را قبول نداشتند و همواره ما محذور تعدّد عقاب را بعنوان قدح در قاعده ترتّب به رخ ايشان كشيده و از موهنات آن قرار ميداديم ولى حضرت استاد پيوسته در مقام تصحيح قاعده مزبور بوده و آن را تمام ميدانستند .
قوله : انّه لا اظنّ ان يلتزم الخ : ضمير در « انّه » به معناى « شأن » است .
قوله : بما هو لازمه : ضمير در « لازمه » به ترتّب راجع است .
قوله : فى صورة مخالفة الامرين : يعنى امر باهمّ و امر بمهمّ .
قوله : لعقوبتين : متعلّق است به « الاستحقاق » .
قوله : ضرورة قبح العقاب على ما لا يقدر عليه العبد : زيرا عبد بر اتيان هردو قادر نبوده تا ترك آنها موجب استحقاق دو عقاب گردد .
قوله : لذا كان سيّدنا الاستاد قدّس سرّه : مقصود مرحوم مبرور ميرزا حسن شيرازى اعلى اللّه مقامه الشّريف مىباشد .
قوله : لا يلتزم به : ضمير در « به » به تعدّد عقاب عود مىكند .
قوله : و كنّا نورد به على التّرتّب : ضمير در « به » به تعدّد عقاب راجع است .
قوله : و كان بصدد تصحيحه : ضمير در « كان » به سيّدنا الاستاد راجع بوده و در « تصحيحه » به ترتّب عود مينمايد .
متن :
فقد ظهر انّه لا وجه لصحّة العبادة مع مضادّتها لما هو اهمّ منها الّا ملاك الامر .
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 1143
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١١٤٣