تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 1141

مساهمون:

ص١١٤١
بنويس و با بچّه‌ها بازى مكن . جواب مرحوم مصنّف در جواب پرسش فوق ميفرمايند : موارد خالى از دو صورت ذيل نيست : الف : آنكه امر به غير اهمّ پس از تجاوز از امر باهمّ و طلب حقيقى غير اهمّ صورت گرفته است . ب : امر به غير اهمّ به منظور ارشاد به اين نكته است كه غير اهمّ محبوب بوده و هنوز بر مصلحتى كه داشته باقى مىباشد بطوريكه اگر مبتلاء به مزاحمت اهمّ نمىبود غرض با آوردنش حاصل شده و موجب ثواب و اجر ميگشت لذا اگر مكلّف از امر باهمّ نافرمانى كند و بواسطه ترك اهمّ مرتكب عصيان و مستحقّ عقاب گردد با آوردن غير اهمّ مقدارى از عقوبت مزبور كاسته شده و از باب كسر و انكسار عقاب مترتّب بر ترك اهمّ بواسطه فعل غير اهمّ كاهش پيدا مىكند . پس امر به مهمّ ، امر مولوىّ فعلى همچون امر متعلّق به اهمّ نبوده بلكه صرفا ارشادى مىباشد و پرواضح است كه در چنين فرضى اجتماع طلب ضدّين لازم نمىآيد . قوله : فيما وقع كذلك : يعنى در مواردى كه طلب ضدّين واقع شده است . قوله : بعد التّجاوز عن الامر به : ضمير در « به » به اهمّ راجع است و مقصود از اين عبارت آنست كه وقتى مكلّف از امر باهمّ تجاوز و سرپيچى كرد امر باهمّ ساقط و پس از سقوط آن امر به غير اهمّ تحقّق مىيابد . قوله : و طلبه حقيقة : يعنى طلب غير اهمّ حقيقتا . قوله : ان يكون الامر به ارشادا : ضمير در « به » به غير اهمّ راجع است . قوله : الى محبوبيّته : يعنى محبوبيّت غير اهمّ .
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 1141 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى