بنويس و با بچّهها بازى مكن .
جواب
مرحوم مصنّف در جواب پرسش فوق ميفرمايند :
موارد خالى از دو صورت ذيل نيست :
الف : آنكه امر به غير اهمّ پس از تجاوز از امر باهمّ و طلب حقيقى غير اهمّ صورت گرفته است .
ب : امر به غير اهمّ به منظور ارشاد به اين نكته است كه غير اهمّ محبوب بوده و هنوز بر مصلحتى كه داشته باقى مىباشد بطوريكه اگر مبتلاء به مزاحمت اهمّ نمىبود غرض با آوردنش حاصل شده و موجب ثواب و اجر ميگشت لذا اگر مكلّف از امر باهمّ نافرمانى كند و بواسطه ترك اهمّ مرتكب عصيان و مستحقّ عقاب گردد با آوردن غير اهمّ مقدارى از عقوبت مزبور كاسته شده و از باب كسر و انكسار عقاب مترتّب بر ترك اهمّ بواسطه فعل غير اهمّ كاهش پيدا مىكند .
پس امر به مهمّ ، امر مولوىّ فعلى همچون امر متعلّق به اهمّ نبوده بلكه صرفا ارشادى مىباشد و پرواضح است كه در چنين فرضى اجتماع طلب ضدّين لازم نمىآيد .
قوله : فيما وقع كذلك : يعنى در مواردى كه طلب ضدّين واقع شده است .
قوله : بعد التّجاوز عن الامر به : ضمير در « به » به اهمّ راجع است و مقصود از اين عبارت آنست كه وقتى مكلّف از امر باهمّ تجاوز و سرپيچى كرد امر باهمّ ساقط و پس از سقوط آن امر به غير اهمّ تحقّق مىيابد .
قوله : و طلبه حقيقة : يعنى طلب غير اهمّ حقيقتا .
قوله : ان يكون الامر به ارشادا : ضمير در « به » به غير اهمّ راجع است .
قوله : الى محبوبيّته : يعنى محبوبيّت غير اهمّ .
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 1141
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١١٤١