شرح قاعده ترتّب و تصحيح عبادت از طريق آن
مقصود از قاعده ترتّب اينستكه دو امر متضادّ از نظر مولى مطلوب بوده منتهى يكى اهمّ و ديگرى مهمّ مىباشد لاجرم امر باهمّ را بر امر بمهمّ مقدّم داشته و فعلا اهمّ را از عبد خواسته و در وقت امر باهمّ مهمّ را بدون امر گذارده است نظير مثال مور بحث يعنى ازاله و نماز چه آنكه اگر مسجد در وقتى كه زمان نماز موسّع است اگر متنجّس شود تطهير آن اهمّ از خواندن نماز مىباشد از اينرو فعلا امر به ازاله توجّه پيدا نموده و نماز بدون امر ميماند پس آنچه فعلا بر عبد واجب فعلى و منجّز است ازاله و تطهير مسجد از نجاست است ، حال اگر مكلّف از اطاعت اين امر سرتافته و عصيان آن را نموده و بدين ترتيب مسجد را تطهير نكرد بلكه بجاى آن به نماز ايستاد بايد بگوئيم :
اگرچه نماز در وقت وجوب ازاله و فعلى بودن امر متوجّه به آن بالفعل مورد امر نبود ولى پس از عصيان واجب يعنى ازاله چون وجوب آن ساقط مىشود لاجرم امر فعلى به نماز تعلّق ميگيرد يعنى لسان مولى چنين مىشود ايّها العبد بر تو ازاله واجب بود حال كه آن را عصيان نموده و ترك كردى پس بر تو واجب است كه نماز را بخوانى و بدين ترتيب نماز متعلّق امر واقع شده و اتيانش در خارج صحيح مىباشد .
پس بايد گفت :
شرط تعلّق امر به نماز عصيان مأموربه يعنى ازاله يا بناء گذاردن بر معصيت آن مىباشد با اينفرق كه عصيان آن شرط متأخّر بوده و بناء بر عصيان شرط مقارن يا لاحق مىباشد .
زيرا ترك ازاله و تحقّق عصيان تنها بعد از اتمام صلوة صورت ميگيرد از اينرو شرطى است كه پس از مشروط محقّق مىشود ولى عزم و اراده عصيان هم پيش از به نماز ايستادن و هم مقارن با آن تحقّق دارد و بهرتقدير شرط