ضدّ در صورتى كه امر بشيئ را مقتضى نهى از ضدّ بدانيم بضميمه اينكه نهى در عبادات مقتضى فساد آنها است چنين مىشود كه ضدّ اگر عبادت باشد فاسد و باطل ميگردد .
كلام مرحوم شيخ بهائى
از مرحوم شيخ بهائى نقل شده كه فرمودهاند :
ثمره مذكور بر اين بحث مترتّب نيست ، ايشان مدّعى شدهاند كه در فساد عبادت و بطلانش نيازى به آن نيست كه آن را نتيجه نهى از ضدّ بدانيم بلكه نفس عدم امر به عبادت در بطلانش كافيست زيرا عبادات صحّتشان موقوف بر توجّه امر مىباشد .
تحرير و شرح
مرحوم مصنّف در اين امر ثمره مبحث ضدّ را بيان ميفرمايند و حاصل فرموده ايشان آنست كه :
اگر در اين مسئله امر بشيئ را مقتضى نهى از ضدّ دانسته و آن را مدلّل و ثابت قرار دهيم و از طرف ديگر نهى در عبادات را نيز موجب بطلان و فساد آنها بدانيم از انضمام ايندو مقدّمه بطور قطع و جزم ميتوان گفت :
در مسئله نماز مبتلاء بازاله وقتى امر بازاله مقتضى نهى در نماز شد و نهى در نماز را موجب فساد آن دانستيم لاجرم شخص اگر در اوّل وقت از ازاله منصرف و به نماز بايستد نمازش باطل مىباشد چون معناى « ازل النّجاسة عن المسجد » اينستكه : لا تصلّ .
و وقتى نماز مورد نهى قرار گرفت خواندنش حرام مىشود و در نتيجه فعلش فاسد و باطلست .
مرحوم شيخ بهائى اعلى اللّه مقامه ميفرمايند :
در فساد نماز مزبور لازم نيست به مبحث ضدّ متمسّك شده و به