تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 1114

مساهمون:

ص١١١٤
توجيه مدّعاى قائلين به دلالت تضمّن البتّه در توجيه گفته اين حضرات بايد بگوئيم : ايشان وجوب را ماهيّت مركّبه از طلب فعل با منع از ترك ميدانند مثلا اگر گفتيم ازاله واجب است از نظر قائلين مزبور معنايش اينستكه هم ازاله مطلوب بوده و هم تركش مبغوض مىباشد و مجموع طلب فعل و زجر از ترك مفاد وجوب مىباشد لاجرم اگر از امر يعنى وجوب خصوص نهى از ترك را اراده كنيم مثل اينستكه از لفظ انسان خصوص نطق را مقصود قرار داده باشيم و همانطوريكه دلالت انسان بر نطق تنها دلالت تضمّنى است عينا دلالت امر بشيئ بر نهى از تركش از همين باب مىباشد . جواب از توجيه و دليل قائلين به دلالت تضمّن مرحوم مصنّف در مقام جواب از آنچه ذكر شد ميفرمايند : از نظر ما تحقيق آنست كه وجوب مركّب از دو طلب يعنى طلب فعل و طلب ترك نبوده بلكه حقيقت و ماهيّت وجوب بسيط بوده و آن صرف طلب و محض خواستن مىباشد منتهى اين طلب و خواستن در مرتبه اكيد بوده بطوريكه آمر از تركش منزجر است . با توجّه به اين نكته روشن و واضح است كه دلالت تضمّن اساسا موضوع نداشته و براى آن نميتوان در مورد بحث حتّى قئل بتصوير شد چه رسد به تثبيت و تصديق آن .
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 1114 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى