تكليف اعتبار و ملاحظه كند اعمّ از آنكه زمان حصول و ثبوتش بعد از مطلوب بوده يا قبل از آن و يا مقارن باشد .
بنابراين همانطوريكه براى اعتبار شرط مقارن دخالتى در حصول رغبت در آمر بوده و به اين اعتبار نامش را شرط گذاردهاند عينا همين دخالت در اعتبار شرط متأخّر و متقدّم وجود داشته كه موجب تسميه آن دو به شرط ميگردد و بدين ترتيب اشكال مزبور مرتفع ميگردد .
قوله : كان من مباديه بما هو كذلك : ضمير در « مباديه » به امر راجع است و ضمير « هو » نيز با مراجع بوده و مقصود از « كذلك » اختيارى بودن امر مىباشد .
قوله : تصوّر الشّيئ باطرافه ليرغب فى طلبه : كلمه « باء » در « باطرافه » به معناى « مع » مىباشد و ضمير مجرور به « شيئ » راجع بوده و مقصود از « اطراف الشّيئ » ملحقات آن بوده و ضمير فاعلى در « ليرغب » به آمر و ضمير مجرورى در « طلبه » به شيئ راجع است .
قوله : و الامر به : ضمير در « به » به شيئ راجع است .
قوله : بحيث لولاه : ضمير در « لولاه » به تصوّر راجع است .
قوله : لما رغب فيه : ضمير در « رغب » به آمر و در « فيه » به شيئ راجع است .
قوله : و لما اراده و اختاره : ضمير فاعلى در « اراده » و « اختاره » به آمر و ضميرهاى مفعولى در ايندو فعل به شيئ راجع ميباشند .
قوله : الّتى لتصوّرها دخل فى حصول الرّغبة فيه : ضمير در « لتصوّرها » به اطراف راجع بوده و ضمير در « فيه » به شيئ راجع است .
قوله : و ارادته : يعنى ارادة الشّيئ .
قوله : شرطا : مفعول دوّم است براى « فيسمّى » و مفعول اوّلش كه نائب فاعل قرار گرفته « كلّ واحد » مىباشد .
قوله : دخل لحاظه فى حصوله : ضمير در « لحاظه » به كلّ واحد و در
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 752
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٧٥٢