تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 1096

مساهمون:

ص١٠٩٦
ارتفاع دور مىشود . در جواب گوئيم : البتّه همينطور كه ايشان فرموده دور به اين بيان زائل ميگردد ول اشكالى كه هست اينكه : توقّف ازاله بر عدم الصّلوة قطعى است حال اگر چه عدم الصّلوة بالفعل توقّف بر ازاله ندارد و ازاله فعلا موقوف عليه آن نيست امّا همين مقدار كه عدم الصّلوة صلاحيّت براى استناد بازاله را داشته و ازاله براى موقوف عليه بودن آن شايستگى دارد كافى است در بقاء محذور و اشكال چه آنكه وقتى قبول كرديم عدم الصّلوة موقوف عليه ازاله است ديگر صحيح نيست ازاله را براى موقوف عليه بودن عدم الصّلوة حتّى صالح بدانيم و اشكار و ايراد تنها منحصر بموردى نيست كه موقوف عليه بودن ازاله براى عدم الصّلوة فعلى باشد بلكه شأنى بودنش نيز مستلزم ايراد و اشكال است . انتقاد و منع از صلاحيّت ضدّ براى موقوف عليه بودن عدم طرف مقابل اگر گفته شود صرفا ازاله بر عدم الصّلوة توقّف فعلى دارد و عدم الصّلوة موقوف عليه آن مىباشد امّا ازاله نه موقوف عليه فعلى عدم الصّلوة است و نه براى اين معنا صلاحيّت دارد تا اشكال باقى بماند . توضيح براى اثبات و توضيح اينمدّعا ميگوئيم : حاصل تفصّى از اشكال دو مآل و مرجعش به دو قضيّه مىباشد : 1 - توقّف ضدّ يعنى ازاله بر عدم طرف مقابل يعنى عدم الصّلوة