مقدّمه براى وجود بدانيم دور پيش مىآيد و در قالب مثال اگر ازاله را موقوف بر ترك نماز دانسته و ترك را مقدّمه براى آن قرار دهيم چون از طرفى بمقتضاى تعاند و تضادّ ترك نيز موقوف بر ازاله مىباشد لاجرم دور پيش مىآيد يعنى ترك بر ازاله موقوف بوده و ازاله نيز بر ترك و لزوم دور مانع از آنست كه بتوان ترك احد الضّدّين را مقدّمه براى فعل ديگر قرار داد .
برخى از ارباب تحقيق دور مزبور را به بيانى جواب داده و آن را مردود قرار دادهاند و شرح آن ذيلا آورده مىشود :
كلام مرحوم محقّق خوانسارى در ردّ دور و تفصّى از آن
اين بيان همانطوريكه در عنوان اشاره شد منسوب بمرحوم محقّق خوانسارى است و توضيح آن اينستكه :
دور در صورتى لازم مىآيد كه وجود احد الضّدّين مانند ازاله بر تررك و عدم ديگرى يعنى ترك صلوة مانند توقّف ترك بر وجود يعنى ترك صلوة بر ازاله باشد در حالى كه چنين نبوده و كيفيّت احد التّوقّفين با ديگرى فرق دارد چه آنكه موقوف بودن وجود بر عدم فعلى و توقّف عدم بر وجود تقديرى و تعليقى مىباشد .
توضيح
وجود ضدّ همچون ازاله موقوف و محتاج به اينستكه تمام اجزاء علّت تامّهاش در خارج تحقّق پيدا يكنند لذا زمانى ميتوان ضدّ را در خارج ثابت و موجود دانست كه مقتضى و شرط و معدّ براى آن حاصل و از طرفى مانع نيز مفقود باشد لذا ازاله نجاست از مسجد زمانى صورت ميگيرد كه مقتضى براى آن يعنى اراده و شرط يعنى وجود آب و معدّ همچون مناسب بودن اوضاع و