تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 1082

مساهمون:

ص١٠٨٢
توضيح اين معنا مسلّم است كه بين متضادّين مانند ازاله نجاست از مسجد و نماز خواندن در مثاليكه گذشت معانده و مضادّه است ولى اين مضادّه و منافرت بين ايندو فقط مقتضى آنست كه در عالم تحقّق و وجود با هم اجتماع نكنند و بيش از اين نميتوان قائل شد به اين معنا وقتى گفتيم ازاله نجاست از مسجد ضدّ با نماز خواندن است اينمقدار ثابت مىشود كه هردو را نميتوان با هم انجام داد و امّا اينكه ترك و منع يكى از آن دو مقدّمه براى وجود ديگرى بوده و از نظر مرتبه مقدّم بر آن باشد هرگز مقتضاى منافرت بين متضادّين اين نميباشد و شاهد ما بر اين گفتار اينستكه : بين يكى از متضادّين مثلا ازاله و آنچه نقيض ديگرى است همچون ترك صلوة كه نقيض صلوة است ابدا منافرت و معانده نبوده بلكه بينشان كمال ملائمت و سازش مىباشد پس ازاله با ترك صلوة در يك مرتبه هستند بدون اينكه هيچيك بر ديگرى تقدّمى داشته و بتوان يكى را مقدّمه و آنديگرى را ذو المقدّمه قرار داد . و همانطوريكه در باب متناقضين مثل صلوة و ترك صلوة تنافى بين آن دو مقتضى نيست كه ارتفاع يكى مقدّمه براى ثبوت و وجود ديگرى باشد عينا در متضادّين همينطور است يعنى در مثال صلوة و ترك صلوة ارتفاع صلوة مقدّمه است براى ثبوت ترك و نه ارتفاع ترك مقدّمه است براى ثبوت صلوة بلكه هردو در يك مرتبه و يك عرض ميباشند عينا همين تقرير در صلوة و ازاله جارى است يعنى عدم صلوة را نميتوان مقدّمه براى فعل ازاله و يا بالعكس قرارداد چه آنكه ارگ ترك و منع از صلوة را مقدّمه براى ازاله دانسته و باصطلاح بگوئيم : ازال موقوف است بر ترك صلوة عينا ترك صلوة را بايد موقوف بر ازاله و ازاله را مقدّمه براى آن بدانيم زيرا حكم به مقدّمه بودن ترك صلوة براى ازاله