تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 1064

مساهمون:

ص١٠٦٤
ترجمه :

استدلال قائلين به تفصيل بين مقدّمه سببى و غير سببى

مرحوم مصنّف ميفرمايند : و امّا تفصيل بين مقدّمه سببى و غير آن : بر وجوب مقدّمه سببى اينطور استدلال شده كه تكليف هرگز بامرى تعلّق نميگيرد مگر آنكه در قدرت مكلّف باشد و پرواضح است كه آنچه مقدور مكلّف مىباشد صرفا سبب بوده نه مسبّب و مسبّب از آثار مترتّب بر آن بوده كه خواهى ، نخواهى بر آن بار مىشود و هرگز نميتوان مسبّب را از افعال و حركات يا سكنات مكلّف تلقّى نمود از اينرو ملزم و مجبوريم كه امر متوجّه به مسبّب را به سببش منصرف دانسته و از مسبّب روگردانش نمائيم . تحرير و شرح حاصل استدلال قائلين به تفصيل بين سبب و غير آن و دليلى كه بر وجوب سبب اقامه نموده‌اند اينستكه : بدون ترديد و شكّ لازم است متعلّق تكليف مقدور مكلّف باشد و مسبّبات هرگز در قدرت مكلّف نميباشند زيرا مسبّب از آثارى است كه قهرا و الزاما بر سبب مترتّب مىشود ، پس آنچه در حيطه قدرت مكلّف است اسباب بوده نه مسبّبات لاجرم اگر امرى به مسبّب تعلّق گرفت بايد از ظاهرش صرف كرده و آن را به سبب متوجّه بدانيم مثلا اگر مولائى بنده‌اش را امر به آتش زدن هيزم نمود چون آتش زدن هيزم و سوختن هيمه فعل عبد نيست و اساسا مقدور وى نيز نميباشد لاجرم قصد مولى تنها زدن كبريت به هيزم بوده كه سبب سوختن مىباشد و در شرع مثلا وقتى شارع فرمود : كسى كه روزه ماه رمضان را افطار كرد بايد يك بنده آزاد كند . بدون ترديد آزاد شدن بنده كه مسبّب از خواندن صيغه عتق است فعل
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 1064 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى