تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 1052

مساهمون:

ص١٠٥٢
شرعيّات و عرفيّات مىباشد چه آنكه بسيار واضح و روشن است هرگز بمقدّمه‌اى امر غيرى تعلّق نگرفته مگر آنكه در آن مناط غيريّت وجود داشته باشد و وقتى در آن مناط غيرى بود قطعا در مقدّمه ديگر كه مثل آنست اين مناط وجود داشته از اينرو امر غيرى به آن نيز تعلّق ميگيرد زيرا همان ملاك و مناطى كه در مقدّمه اوّلى بود در مثل آن نيز تحقّق دارد . و اينكه بين مقدّمه سببى و غير آن و شرط شرعى و غير آن تفصيل داده‌اند عنقريب بطلانش خواهد آمد و انشاء اللّه خواهيم گفت كه در باب ملازمه بين هيچيك از مقدّمات فرق و تفاوتى وجود ندارد . و باكى نيست استدلالى را كه بمنزله اصل براى ديگر ادلّه‌اى كه از افاضل نقل شده و مستدلّ آن ابو الحسن بصرى است در اينجا بياوريم و آن اينستكه : اگر مقدّمه واجب نباشد پس تركش جايز بوده و در اين هنگام اگر واجب ( ذو المقدّمه ) بر وجوبش باقى باشد تكليف ما لا يطاق لازم آمده و در غير اين صورت بايد ملتزم شويم واجب مطلق از واجب بودنش خارج مىباشد . تحرير و شرح عباراتى كه ذكر گرديد مشتمل بر دو قسمت است : 1 - تمسّك مرحوم مصنّف به مؤيّدى كه دليل سابق الذّكر را تأييد و تقويت مىكند . 2 - استدلاليكه در اثبات ملازمه از ابو الحسن بصرى نقل شده . امّا شرح قسمت اوّل : مرحوم مصنّف ميفرمايند از امورى كه مؤيّد وجدان ياد شده بوده بلكه ميتوان آن را از ادلّه واضحه و براهين روشن بر ثبوت ملازمه شمرد اينستكه : در شرعيّات و عرفيّات قطعا اوامر غيرى و مقدّمى وجود دارد بطوريكه احدى منكر آن نيست و پرواضح است كه اين اوامر به موضوعى هرگز تعلّق