تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 1050

مساهمون:

ص١٠٥٠
خالى از شوائب اوهام در چنين موردى حكم مىكند باينكه اگر مولى التفات و توجّه باينمقدّمه داشته باشد و بداند كه بدون رفتن ببازار مطلوبش قابل امتثال نيست حتما نسبت ببازار رفتن عبد نيز فرمانى همچون فرمان اوّل صادر كرده و بطور مولوى از وى ميخواهد كه : ببازار برو و گوشت را ابتياع نما . پس همان اراده مولوى كه در مولى نسبت به خريدن گوشت تحقّق يافته به رفتن بازار نيز تعلّق گرفته و همچون طلب مولوى متعلّق به خريدن گوشت كه از وى صادر شده نسبت به رفتن ببازار صادر مينمايد . و بدين ترتيب مقدّمه را نيز بايد همچون ذو المقدّمه واجب دانست . قوله : و ما اتى منهم بواحد خال عن الخلل : ضمير در « منهم » به غير واحد من الافاضل راجع بوده و مقصود از « واحد » دليل بوده و كلمه « خال » صفت است براى « واحد » . قوله : و الاولى احالة ذلك الى الوجدان : مشار اليه « ذلك » ملازمه بين وجوبين مىباشد . قوله : حيث انّه اقوى شاهد : ضمير در « انّه » به وجدان راجع است . قوله : اذا اراد شيئا له مقدّمات : مقصود از « شيئا » ذو المقدّمه بوده و ضمير در « له » به شيئا راجع است . قوله : لو التفت اليها : ضمير در « التفت » به انسان راجع بوده و در « اليها » به مقدّمات عود مىكند . قوله : بحيث ربّما يجعلها فى قالب الطّلب مثله : ضمير فاعلى در « يجعلها » به انسان و ضمير مفعولى به « مقدّمات » عود كرده و ضمير در « مثله » به شيئا ( ذو المقدّمه ) عود مىكند . قوله : و يقول مولويّا ادخل السّوق الخ : ضمير در « يقول » به انسان راجع است . قوله : فى كونه بعثا مولويّا : ضمير در « كونه » به خطاب ادخل راجع