بين ان يقال بالوجوب او يقال بعدمه كما لا يخفى .
ترجمه :
اشكال سوّم مرحوم مصنّف به ثمره مذكور
مرحوم مصنّف ميفرمايند :
ثالثا : اجتماع وجوب و حرمت يا عدم آن هيچگونه دخالتى در توصّل به ذو المقدّمه بواسطه مقدّمه حرام و عدم توصّل به آن ندارند چه آنكه مقدّمه مزبور اگر توصّلى باشد بواسطهاش ميتوان به واجب يعنى ذو المقدّمه رسيد اعمّ از آنكه قائل بجواز اجتماع شده يا منكر آن باشيم و اگر تعبّدى باشد در صورتى كه قائل بامتناع اجتماع امر و نهى باشيم قطعا مقدّمه مزبور ما را به ذو المقدّمه نخواهد رساند چه مقدّمه واجب را واجب دانسته و چه بعدم وجوبش قائل باشيم و در فرضى كه بجواز اجتماع امر و نهى ملتزم گرديم بواسطه مقدّمه ياد شده ميتوان به ذو المقدّمه دست يافت و در اينفرض نيز فرقى نيست بين اينكه بوجوب مقدّمه قائل شده و يا بعدمش ملتزم باشيم .
خلاصه كلام
و خلاصه كلام آنكه :
در جواز توصّل به ذو المقدّمه و عدم آن هيچ فرقى نيست بين اينكه بوجوب مقدّمه قائل شده و يا به آن ملتزم نشويم چنانچه واضح و روشن گرديد .
تحرير و شرح
حاصل اشكال سوّم اينستكه :
آنچه در باب مقدّمه واجب پراهميّت است اينكه بتوان بواسطهاش به ذو المقدّمه رسيد و بسيار روشن و واضح است كه ملازمه بين وجوب مقدّمه و وجوب ذو المقدّمه و عدم ملازمه نقشى در اين باب ندارد چنانچه اجتماع امر و
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 1038
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٠٣٨