« المسمّى بالصّلوه مثلا » آيا واجب است يا واجب نيست جاى داشت كه بين قول به وضع اسماء براى ماهيّات صحيحه و قول بوضعشان براى اعمّ از آن تفصيل داده و طبق قول دوّم مقدّمة الصّحّة را راجع به مقدّمة الوجود ندانيم همانطوريكه ذو المقدّمه ايندو چنين مىباشد يعنى موجود طبق اينقول با صحيح فرق دارد و فرقش اينستكه ايشان موجود را اعمّ از صحيح ميدانند زيرا وقتى اسماء را براى اعمّ از صحيح و فاسد موضوع دانستيم قهرا هم صحيح موجود بوده و هم فاسد بخلاف قائلين به وضع اسماء براى خصوص صحيح چه آنكه ايشان طبق گفته سابق كه شرحش گذشت اساسا موجود را همان صحيح دانسته و فاسد را موصوف بوجود نميدانند .
پس در نتيجه بايد بگوئيم :
مقدّمات چهارگانه در واقع سهتا ميباشند .
و امّا مقدّمة الوجوب : اگرچه مآل اين مقدّمه به مقدّمة الوجود نيست و خود مستقلّ است ولى بايد گفت كه اينقسم از مقدّمه از محلّ نزاع و محور كلام خارج و در وجوب و عدم وجوبش بين ارباب اصول اختلافى نيست بلكه بدون نزاع جملگى به عدم وجوبش قائل ميباشند و وجه آن اينستكه اين قبيل از مقدّمات قبل از اينكه حاصل شوند ذو المقدّمه آنها اصلا واجب نيست تا از قِبَل آن وجوبى به مقدّمه ترشّح كرده و آن را واجب كند و پس از حصول و وجودشان اگرچه ذو المقدّمه واجب ميگردد ولى باز معنا ندارد بواسطه وجوب ذو المقدّمه آن را واجب بدانيم چه آنكه اين وجوب به منظور تحصيل آنها است و پس از حاصل بودن آنها اين وجوب لغو و بيهوده مىباشد .
مثلا صحيح نيست در وجوب استطاعت كه مقدّمه وجوب براى حجّ است نزاع شود ، برخى آن را واجب و دستهاى آن را غير واجب بدانند زيرا اين نزاع يا پيش از حصول استطاعت است و يا بعد از آن ، اگر قبل از آن باشد اصلا حجّ واجب نيست تا مقدّمهاش واجب باشد و اگر بعد از آن مراد باشد ميگوئيم :
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 743
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٧٤٣