تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 1018

مساهمون:

ص١٠١٨
شكّ با اصل واجب تبعى را ميتوان اثبات و احراز نمود ولى واجب اصلى را نميتوان منقّح و مشخّص كرد . بلى ، اگر در واجب تبعى اينطور گفتيم : واجب تبعى آنست كه به آن اراده تبعى و ظلّى تعلّق گرفته باشد . چون اين تفسير امر وجودى است لاجرم در مورد شكّ اينقسم از واجب را نميتوان با اصل احراز كرد مگر آنكه اصل مثبت را كه با آن موضوعات خارجى را قائلين به اعتبارش اثبات ميكنند معتبر دانسته و بدين ترتيب ما نيز همچون ديگران بكمك اصل مزبور آن را احراز كنيم در حالى كه طبق آنچه در محلّش مقرّر است و انشاء اللّه در مبحث اصول عمليّه بتفصيل خواهد آمد اين اصل حجّت نبوده و اعتبارى ندارد از اينرو اثبات واجب تبعى در صورتى كه آن را به امر وجودى تفسير كنيم با اصل غير ممكن است . قوله : ثمّ انّه اذا كان الواجب التّبعى الخ : ضمير در « انّه » به معناى « شأن » مىباشد . قوله : ما لم يتعلّق به ارادة مستقلّة : ضمير در « به » به ماء موصوله راجع است . قوله : انّه اصلىّ او تبعىّ : ضمير در « انّه » به واجب راجع است . قوله : عدم تعلّق ارادة مستقلّة به : ضمير در « به » به واجب راجع است . قوله : يثبت انّه تبعىّ : ضمير در « انّه » به واجب مشكوك راجع است . قوله : و يترتّب عليه آثاره : ضمير در « عليه » و « آثاره » به تبعى راجع است . قوله : اذا فرض له اثر : ضمير در « له » به تبعى راجع است . قوله : كسائر الموضوعات المتقوّمة بامور عدميّة : مثل مثاليكه مرحوم محقّق مشگينى در ذيل اين عبارت فرموده و آن عبارتست از :
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 1018 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى