مقصود از واجب اصلى شيئى است كه ذاتا و اصالة متعلّق طلب و اراده آمر واقع باشد همچون نماز و مراد از واجب تبعى امرى است كه در ظلّ واجب ديگر و به متابعت آن قصد و اراده به آن تعلّق گرفته باشد نظير سلوك طريق از بلد تا ميقات كه به تبعيّت از امرى كه بمناسك و انجام مراسم حجّ تعلّق گرفته مأموربه مىباشد .
كلام مرحوم محقّق حكيم
مرحوم محقّق ماضى فقيه عصره آية اللّه العظمى حكيم در حقائق ميفرمايند :
اختلاف بين وجوب اصلى و تبعى گاهى بخاطر اختلاف خصوصيّت اراده بوده كه به تبعيّت از اراده ديگر ناشى شده و زمانى چنين نميباشد كه به اين لحاظ در صورت اوّل وجوب تبعى و در فرض دوّم اصلى مىباشد .
و زمانى اين اختلاف معلول خصوصيّت لحاظ مىباشد چه آنكه زمانى مراد ملحوظ تفصيلى است كه به آن واجب اصلى گفته و گاهى مقصود و مراد ملحوظ اجمالى مىباشد كه از آن به نام واجب تبعى نام مىبرند و در پارهاى اوقات اختلاف مزبور مستند است به خصوصيّت دلالت يعنى بسا شيئ مدلول اصلى بوده و در پارهاى اوقات تبعا مورد دلالت قرار ميگيرد .
آنچه از فرموده مرحوم مصنّف در اينجا ظاهر مىشود اينستكه مناط فرق بين وجوب اصلى و تبعى اختلافى است كه معلول خصوصيّت لحاظ مىباشد چنانچه ظاهر تقريرات نيز چنين مىباشد .
بنابراين واجب اصلى نزد مصنّف ( ره ) و صاحب تقريرات آنست كه بواسطه التفات تفصيلى به آن مراد و مقصود باشد و واجب تبعى بواجبى گويند كه ارتكازا مراد بوده ولى تفصيلا مورد توجّه و التفات قرار نگرفته است .
و چون تقابل بين اصلى و تبعى به اين نحو مقتضى است كه هريك از