تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 1006

مساهمون:

ص١٠٠٦
و الاثبات فانّه يكون فى هذا المقام ايضا تارة مقصودا بالافادة و اخرى غير مقصود بها عليحدّة الّا انّه لازم الخطاب كما فى دلالة الاشارة و نحوها . ترجمه :

تقسيم واجب به اصلى و تبعى

و از جمله تقسيمات واجب ، تقسيم آن به واجب اصلى و واجب تبعى است . و ظاهرا اين تقسيم بملاحظه اصالت و تبعيّت در واقع و مقام ثبوت مىباشد چه آنكه شيئ گاهى بطور مستقلّ متعلّق اراده و طلب قرار ميگيرد يعنى شخص زمانيكه به آن توجّه و التفات كرده آن را مطلوب خود يافته و طلبش مينمايد اعمّ از آنكه ، طلب نفسى بوده يا غيرى باشد و زمانى شيئ مزبور بطور تبعى و ظلّى مطلوب و مراد شخص قرار ميگيرد يعنى وى امر ديگرى را اراده كرده و چون لازمه آن اينستكه غير را نيز اراده نمايد بدون اينكه التفات و توجّهى به غير كند آن نيز در متعلّق اراده‌اش قرار ميگيرد كه به آن مطلوب و واجب تبعى گويند . پس اصلى و تبعى بودن طبق اين بيان و تقرير باعتبار واقع و نفس الامر يعنى عالم ثبوت است نه بملاحظه اصالت و تبعيّت در مقام دلالت و اثبات چه آنكه شيئ در اينمقام نيز اگرچه گاهى مقصود بافاده بوده و زمانى قصد افاده به آن تعلّق نگرفته ولى در عين حال اين امر لازمه خطاب مىباشد همچون دلالت اشاره و نظير آن . تحرير و شرح از تقسيماتى كه براى واجب نقل كرده‌اند واجب اصلى و تبعى است .
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 1006 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى