به پشت بام منتهى اين توقّف و وابستگى بخاطر اينستكه بحسب عادت طيران و پروازى كه از نظر عقل ممكن است مستحيل مىباشد .
پس در اين صورت بايد بگوئيم اينمقدّمه باز به مقدّمه عقليّه راجع است ، چه آنكه بديهى است استحاله صعود بدون نصب نردبان براى غير طائر عقلى است اگرچه بحسب نفس الامر ذاتا طيران بر غير طائر فعلى نيز ممكن مىباشد .
تحرير و شرح
حاصل فرموده مرحوم مصنّف در اين عبارات اينست كه :
مراد از مقدّمه عاديّه يكى از دو معناى ذيل ممكنست باشد :
1 - مقدّمه عاديّه آنست كه توقّف ذو المقدّمه بر آن بحسب نظر عرف و عادت بوده بطوريكه ذو المقدّمه بدون مقدّمه قابل تحقّق باشد منتهى عادت بر آن جارى شده كه ذو المقدّمه را بدون مقدّمه اتيان نميكنند .
2 - مقدّمه عاديّه آنست كه توقّف ذو المقدّمه بر آن بحسب واقع و نفس الامر مىباشد ولى در عين حال اين وابستگى از آن رو است كه بر اتيان ذى المقدّمه بدون وساطت مقدّمه از نظر عادت و عرف قدرتى نيست نظير نصب نردبان نسبت به رفتن بالاى بام اگر مقصود از مقدّمه عاديّه معناى اوّل باشد اگرچه اينمقدّمه به مقدّمه عقليّه راجع نيست ولى نبايد آن را در محلّ نزاع داخل كرد به اين معنا كه عدّهاى آن را واجب و گروهى ديگر به عدم وجوبش قائل شوند بلكه چون بحسب واقع و نفس الامر طبق اين معنى توقّفى بين ذو المقدّمه و مقدّمه وجود ندارد لاجرم عدم تلازم اتّفاقى و از نظر همگان ثابت مىباشد .
ولى اگر منظور از مقدّمه عاديّه معناى دوّم باشد بايد گفت اين مقدّمه نيز همچون مقدّمه شرعيّه مآلش به مقدّمه عقليّه است زيرا در مثال نصب نردبان اگرچه طيران و پرواز ذاتا و عقلا براى غير طائر فعلى امكان ثبوتى دارد 503 2 %
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 738
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٧٣٨