الف : امر غيرى متعلّق بمقدّمه به صرف اتيان و انجام مقدّمه ساقط مىشود و نيازى به انتظار حصول ذو المقدّمه نيست .
ب : علّت اين سقوط يا موافقت با امر بوده يا مخالفت با آن مىباشد و يا احيانا ارتفاع موضوع فرض ميگردد .
مقصود از موافقت با امر اينستكه مكلّف فعل را به قصد امر و امتثال آن انجام دهد چنانچه در امر نفسى نيز چنين مىباشد لذا وقتى مكلّف نماز را به قصد اطاعت امر متعلّق به صلوة بجاى آورد ميگويند امر را موافقت و اطاعت نمود در نتيجه وجوب ناشى از آن ساقط مىشود .
و منظور از مخالفت با امر اينستكه فعل را يا ترك كرده يا بداعى ديگر انجام دهد همانطوريكه در واجب نفسى نيز معناى مخالفت همين است مثل اينكه شخص در وقت نماز را ترك نموده تا زمان سپرى شود لذا پس از انقضاء وقت وجوب نماز ادائى ساقط مىشود .
و مراد از مرتفع شدن موضوع تكليف آنست كه متعلّق به حكم از ميان برود مثلا موضوع وجوب كفن و دفن ، بدن ميّت است حال قبل از اينكه مكلّف به اين دو امر مبادرت كند اگر ميّت به آب دريا غرق شده و يا در آتش سوخت يقينا حكم يعنى وجوب ساقط مىشود چون حكم بدون موضوع عقلا قابل امتثال و اطاعت نميباشد .
ج : بدون شبهه و ترديد اتيان مقدّمه نه از قبيل عصيان و مخالفت با امر بوده و نه ارتفاع موضوع مىباشد پس بايد از باب موافقت امر باشد .
با توجّه به اين مقدّمه كوتاه ميگوئيم :
اگر ترتّب ذو المقدّمه بر مقدّمه در اتّصاف مقدّمه بوجوب معتبر ميبود مىبايد امر چنين باشد كه وقتى مكلّف مقدّمه را اتيان نمود بدون اينكه منتظر تحقّق ذو المقدّمه و ترتّبش بر اتيان مقدّمه باشد امر ساقط نگردد و پس از حصول ذو المقدّمه وجوب زائل گردد در حالى كه اينطور نيست يعنى شخص وقتى مقدّمه را انجام داد گويا اساسا مقدّمهاى در كار نبوده يا از ابتداء تحقّق
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 960
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٩٦٠