و از تقريرى كه در اينمقام شد ظاهر گرديد :
قول بمقدّمه موصله مستلزم آنست كه وجوب مقدّمه را در غالب واجبات منكر شده و تنها خصوص مقدّماتى كه علّت تامّه بوده و در واجبات توليديّه ميباشند واجب بدانيم .
تحرير و شرح
حاصل استدراك اينستكه :
اگر واجب مسبّب و مولّد از مقدّمه بوده و مقدّمه علّت تامّه براى ذو المقدّمه باشد البتّه بدون ترديد پس از اتيان مقدّمه وجود ذو المقدّمه نيز در خارج تحقّق مى يابد زيرا تخلّف علّت از معلول و بالعكس امر غير ممكن و مستحيل مىباشد .
نتيجه
در نتيجه بايد گفت :
كسانى كه بمقدّمه موصله قائل هستند همچون مرحوم صاحب فصول بايد از وجوب مقدّمه واجب بطور كلّى رفع يد نموده و تنها اين وجوب را در مقدّمات علّى بپذيرند .
قوله : كان مترتّبا : ضمير در « كان » به واجب راجع است .
قوله : على تمام مقدّماته : يعنى مقدّمات واجب .
متن :
فان قلت
ما من واجب الّا و له علّة تامّة ، ضرورة استحالة وجود الممكن بدونها ، فالتّخصيص بالواجبات التّوليديّة بلا مخصّص .
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 955
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٩٥٥