تحرير و شرح
مرحوم مصنّف در خلاصه ايراد و اشكالى كه بفرموده شيخ عليه الرّحمه دارند ميفرمايند :
توصّل به ذو المقدّمه از فوائد و نتائجى است كه بر اتيان مقدّمه مترتّب مىشود نه آنكه بعنوان شرط و قيد در اتّصاف آن بوجوب لحاظ و اعتبار شده باشد همچون غايات و نتائج « قربان كلّ تقى » و « معراج المؤمن » و « عمود الدّين » كه از امورى است مترتّب بر نماز و غايات و نتائج انجام آن مىباشد بدون اينكه در اتّصاف نماز بوجوب بعنوان قيد و شرط اخذ شده باشند .
و حاصل آنكه در مقدّمات مناط و ملاك وجوب وجود داشته و مجرّد ذات آنها در اتّصاف بوجوب كفايت نموده و در اين باب نيازى به قصد توصّل نداشته و اساسا اين قصد كوچكترين دخالت و اثرى در تحقّق مقدّمه بصفت وجوب ندارد و شاهد بر اينمدّعى كه ذات مقدّمه واجد مناط و ملاك وجوب بوده اينستكه مرحوم شيخ خود اعتراف فرمود باينكه در غير مقدّمات عبادى اگر بدون قصد توصّل اتيان شوند ذات واجب حاصل شده و وجوب آن ساقط ميگردد و چون از حيث مقدميّت فرقى بين اينمقدّمات و مقدّمات عبادى وجود ندارد بناچار مقدّمات عبادى نيز ذاتا و نفسا ملاك وجوب را دارا بوده و نبايد در اتّصافشان بصفت وجوب قصد توصّل به ذو المقدّمه اعتبار و لحاظ شده باشد و الّا لازم بود وجوب واجب تنها در صورتى ساقط شود كه مقدّمات به قصد توصّل اتيان گردند و حال آنكه چنين نبوده و سقوط وجوب ذو المقدّمه موقوف بر قصد ياد شده نميباشد لذا همين امر را ميتوان مؤيّد و شاهد بر مدّعاى خود قرار دهيم .
قياس مقدّمات واجبه بر محرّمه و تضعيف قياس
ممكنست چنين گفته شود :