تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 939

مساهمون:

ص٩٣٩
قصد انجام شوند صفت وجوب از آنها جدا نشده و عنوان « واجب » بر آنها حمل مىشود همانطوريكه تمام واجبات توصّلى همينطور ميباشند . البتّه قبل از اينكه بعنوان مقدميّت و امرى كه واجب بر آن موقوف است ملاحظه شد حكم وجوب را نداشت ولى پس از اعتبار اين خصوصيّت در آن ديگر به حكم سابق باقى نبوده و بمجرّد اعتبار مقدميّت حكمش وجوب و صفتش « واجب » گرديد اعمّ از اينكه مكلّف در وقت اتيان آن را به قصد توصّل و رسيدن بواجب آورده يا بدون چنين نيّتى اقدام بآوردنش كند . بنابراين اگر طفلى در حوض خانه غرق گشته يا يكى از ساكنين آن دچار حريق شده باشد و براى انقاذ غريق و اطفاء حريق الزاما بايد به داخل خانه وارد شد و در ملك غير تصرّف نمود شرعا و عقلا دخول واجب و لازم است نه آنكه چون تصرّف در ملك غير است حرام باشد اعمّ از آنكه شخص داخل در وقت دخول التفات به اين جهت داشته باشد كه دخول در ملك غير مقدّمه اطفاء و انقاذ بوده يا بچنين نكته‌اى توجّه نداشته باشد . بلى ، در صورتى كه بدون التفات بمقدميّت دخول براى انقاذ و اطفاء ، به خانه مردم وارد شود و بعدا توجّه پيدا نمود كه دخول مقدّمه براى نجات غريق و حريق مىباشد مرتكب تجرّى شده كما اينكه با توجّه با عنوان مقدميّت اگر آن را به قصد توصّل به غير انجام ندهد نسبت به ذو المقدّمه متجرّى محسوب مىشود . قوله : اعتبر ذلك فى الامتثال : مشار اليه « ذلك » قصد توصّل به ذو المقدّمه مىباشد . قوله : من انّه لا يكاد يكون الآتى بها بدونه ممتثلا لامرها : ضمير در « انّه » به معناى « شأن » مىباشد و ضمير در « بها » به مقدّمه و در « بدونه » به قصد توصّل و در « لامرها » به مقدّمه راجع است . قوله : امتثال الامر بذيها : يعنى به ذى المقدّمه . قوله : فيثاب به ثواب اشقّ الاعمال : ضمير نائب فاعلى در « يثاب » به