تحرير و شرح
قبلا گفتيم در كيفيّت اعتبار اتّصاف مقدّمه به وجوب بين حضرات سه قول است :
مرحوم شيخ اعظم طبق آنچه در تقريرات آمده فرمودند :
زمانى مقدّمه را ميتوان واجب خواند كه به قصد توصّل به ذو المقدّمه اتيان شود .
صاحب فصول عليه الرّحمه فرمودند :
وقتى مقدّمه را واجب بايد خواند كه بر اتيانش ذو المقدّمه مترتّب گردد .
مرحوم مصنّف فرمود :
در اتّصاف مقدّمه بوجوب و واجب خواندنش هيچيك از ايندو امر معتبر نيست .
امّا عدم اعتبار قصد توصّل :
جهتش اينستكه قبلا گفته شد وجوب مقدّمه به حكم عقل است و وقتى در حكم بوجوب به آن رجوع ميكنيم ملاحظه مىشود كه اينحكم صرفا بخاطر مقدميّت مقدّمه براى واجب مىباشد و بعبارت ديگر :
علّت حكم بوجوب تنها عنوان مقدميّت است بدون اينكه امر ديگرى همچون قصد توصّل در آن دخيل باشد فلذا شيخ عليه الرّحمه خود معترفند باينكه در غير مقدّمات عبادى همچون ازاله نجاست اگر به قصد توصّل اتيان نشوند وجودشان تحقّق پيدا كرده و در نيل به واجب ميتوان به آنها اكتفاء كرد .
قوله : و عدم دخل قصد التّوصّل فيه واضح : ضمير در « فيه » به حكم عقل راجع است .
قوله : و لذا اعترف بالاجتزاء : ضمير فاعلى در « اعترف » به مرحوم شيخ راجع است .
قوله : بما لم يقصد به ذلك : ضمير در « به » به ماء موصوله راجع بوده و
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 936
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٩٣٦