تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 938

مساهمون:

ص٩٣٨
كردن آتش كه هريك واجب فعلى ميباشند قرار گيرد واجب بوده نه حرام اگرچه شخص به توقّف و مقدميّت آن التفات و توجّهى نداشته باشد . منتهى و نهايت امر اينستكه وى را متجرّى ميخوانند چنانچه با التفات بمقدميّت اگر قصد توصّل به واجب را نداشته باشد وى را در زمره متجرّيان قرار ميدهند . ولى اگر قصد توصّل را داشته ولى نه آنكه مقدّمه را صرفا بخاطر اين جهت اتيان كند بلكه داعى آن بر فعل مقدّمه امر ديگرى بوده كه بواسطه نيّت توصّل آن را تأكيد كرده باشد نسبت بهيچيك از امر مقدّمه و ذو المقدّمه متجرّى به حساب نمىآيد . تحرير و شرح حاصل استدراك اينستكه : اگرچه در اتّصاف مقدّمه بوجوب قصد توصّل به ذو المقدّمه لازم و معتبر نيست ولى معذلك بايد گفت : امتثال امر مقدّمه و اطاعت آن موقوف بر چنين قصدى است و تارك قصد را نسبت به امر متعلّق به مقدّمه ممتثل نخوانند چنانچه اگر شخص مقدّمه را بدون قصد توصّل به ذو المقدّمه اتيان كند با اينكه على القاعده از وقت مشغول شدن بمقدّمه وى را بايد آخذ و شروع‌كننده در امتثال امر متعلّق به ذى المقدّمه قرار داد ولى معذلك اين معنا را از وى سلب كرده و حكم به عدم امتثالش ميكنند و در نتيجه ثوابى را كه نصيب شخص آتى باشقّ اعمال است از وى نفى مينمايند . نتيجه كلام نتيجه كلام در اينمقام آنست كه : افعال مقدّمى چه به قصد توصّل به ذو المقدّمه اتيان شده و چه بدون اين