از نظر ما بحسب ظاهر هيچيك اعتبار نشده است .
تحرير و شرح
در صفت وجوب مقدّمه و وقوع افعال مقدّمى بر اين صفت بين ارباب اصول سه رأى وجود دارد :
1 - رأى مرحوم صاحب فصول است و آن عبارتست از اينكه :
زمانى مقدّمه را ميتوان واجب خواند كه بر اتيانش تحقّق ذى المقدّمه مترتّب گردد لذا پس از آوردن مقدّمه اگر ذى المقدّمه متعذّر بود و در خارج وجود پيدا نكرد كشف مىشود كه مقدّمه صفت وجوب را نداشته است .
2 - رأى مرحوم خلدآشيان علّامه انصارى است ، ايشان فرمودهاند :
وقتى مقدّمه متّصف بوجوب مىشود كه مكلّف مقدّمه را به قصد اين بجاى آورد كه به ذى المقدّمه دست بيابد و در غير اين صورت واجب نباشد .
3 - رأى مرحوم مصنّف بوده ، ايشان ميفرمايند :
در اتّصاف مقدّمه بوجوب هيچيك از قصد توصّل به ذو المقدّمه و ترتّب آن بر مقدّمه معتبر نيست .
قوله : هل يعتبر فى وقوعها على صفة الوجوب : ضمير در « وقوعها » به مقدّمه راجع است .
قوله : الاتيان بها : يعنى اتيان به مقدّمه .
قوله : التّوصّل بها الى ذى المقدّمة : ضمير در « بها » به مقدّمه راجع است .
قوله : او ترتّب ذى المقدّمة عليها : يعنى على المقدّمة .
قوله : بحيث لو لم يترتّب عليها : ضمير در « يترتّب » به ذو المقدّمه و در « عليها » به مقدّمه عود مىكند .
قوله : يكشف عن عدم وقوعها على صفة الوجوب : ضمير در « يكشف » به عدم ترتّب راجع است و ضمير در « وقوعها » به مقدّمه برميگردد .
قوله : كما زعمه صاحب الفصول ( قدّس سرّه ) : ضمير منصوبى در
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 934
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٩٣٤