واجب نفسى و باعتبار كونه ممّا يتوسّل به الى الكلّ واجب غيرى .
اللّهمّ الّا ان يريد انّ فيه ملاك الوجوبين و ان كان واجبا بوجوب واحد نفسىّ لسبقه فتأمّل .
ترجمه :
فساد توهّم اتّصاف جزء به دو وجوب
مرحوم مصنّف ميفرمايند :
و با اين تقرير و تحقيقى كه نموديم ظاهر شد اين توهّم كه برخى نموده و گفتهاند :
هر جزئى از اجزاء واجب متّصف به دو وجوب مىباشد :
وجوب نفسى ، و وجوب غيرى .
و هركدام باعتبارى از اعتبارات است چه آنكه باعتبار بودن جزء در ضمن كلّ واجب نفسى بوده و بملاحظه اينكه بواسطه اش بكلّ متوسّل شده واجب غيرى ميباشند .
توهّم فاسدى بيش نيست مگر آنكه منظور اين قائل آن باشد كه در هر جزئى از اجزاء ملاك و مناط دو وجوب وجود دارد اگرچه واجب بيك وجوب نفسى بيشتر نميباشد چنانچه بيانش سابقا ذكر گرديد .
تحرير و شرح
مرحوم مصنّف پس از اينكه با دليل و برهان اثبات نمود كه اجزاء يك وجوب بيشتر نداشته و آن همان وجوب نفسى در مأموربه است اينك بابطال توهّمى كه در اينمقام شده پرداخته و ميفرمايند :
براى بعضى اين توهّم پيش آمده كه هرجزئى از اجزاء مركّب واجب داراى دو وجوب به دو اعتبار مىباشد :
الف : وجوب نفسى .
ب : وجوب غيرى .
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 732
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٧٣٢