قوله : و بزيادة المثوبة : از كلمه « زيادة » اينطور استفاده مىشود كه مقصود مرحوم مصنّف اينستكه :
اگر مكلّف غير از واجب نفسى مقدّمات آن را كه موصوف بوجوب غيرى هستند اتيان نمود ثوابى زائد بر اصل ثواب واجب نفسى به مكلّف ميدهد پس همين مقدار كافى است در حكم باينكه موافقت واجبات غيرى نيز موجب حصول ثواب ميباشند .
پس تصوير ترتّب عقاب بر واجبات غيرى به اين گونه است كه در ظرف مخالفت آنها عبد را بر مخالفت واجب نفسى كه منفكّ از مخالفت واجب غيرى نيست عقاب كرده و ترتّب ثواب بر آنها به اين است كه ثواب زائدى بر اصل ثواب واجب نفسى نصيبش ميگردد .
قوله : لو اتى بالمقدّمات بما هى مقدّمات له : ضمير فاعلى در « اتى » به مكلّف و در « له » به واجب نفسى راجع است .
قوله : انّه يصير حينئذ : ضمير در « انّه » و « يصير » به واجب نفسى راجع است .
قوله : حيث صار اشقّها : ضمير در « صار » به واجب نفسى راجع بوده و در « اشقّها به اعمال عائد است .
قوله : و عليه ينزل ما ورد الخ : ضمير در « عليه » به كونه افضل الاعمال راجع است .
قوله : من الثّواب على المقدّمات الخ : مانند اخبارى كه دلالت بر ثبوت ثواب و اجر بر طىّ طريق جهت زيارت سيد مظلومان حضرت ابا عبد اللّه الحسين عليه السّلام مينمايد .
قوله : و ذلك لبداهة الخ : كلمه « ذلك » اشاره است به شرح اينمعنا كه چطور ثواب و عقاب بر واجبات غيرى باعتبارى كه ذكر شد مترتّب ميگردد .
قوله : و لا مخالفته بما هو كذلك بُعدا : ضمير در « مخالفته » به امر غيرى
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 904
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٩٠٤