اشكال اوّل
اشكال نقضى است و حاصل آن چنين مىباشد :
اگر حكم واجبات غيرى اين باشد كه ثواب بر آنها مترتّب نيست پس چطور در طهارات سه گانه يعنى وضوء و غسل و تيمّم اين گفته صحيح نبوده و اتيان آنها موجب حصول ثواب مىباشد چنانچه اين معنا بدون شبهه بوده و اتّفاق جمله ارباب نظر و فتوى بر وفق آن مىباشد .
اشكال دوّم
امر غيرى از مصاديق اوامر توصّلى است و در صحّت متعلّق اين قسم از اوامر قصد قربت و همچنين اتيان آن حتّى به قصد امر غيرى نيز اعتبار نشده .
با توجّه به اين نكته ميتوان اشكال نقضى ديگر به اين شرح وارد نمود :
امرى كه به طهارت ثلاث تعلّق گرفته بدون ترديد غيرى و توصّلى است و على القاعده در صحّت متعلّق آن يعنى صحّت وضوء و غسل و تيمّم نه قصد قربت بايد معتبر باشد و نه اتيانشان بداعى امر غيرى كه به آنها تعلّق گرفته است در حالى كه مشهور از فقهاء در صحّت آنها خصوص قصد غيرى را لازم و برخى ديگر نيّت قربت مطلقه را لازم دانستهاند و اين خود شاهد زنده و بارزى است بر اينكه در واجبات غيرى اطاعت حاصل بوده و موافقت امرى كه به آنها تعلّق گرفته موجب حصول ثواب مىباشد .
قوله : فهو انّه اذا كان الامر الغيرى : ضمير « هو » به الاوّل ( يعنى اشكال ) راجع بوده و ضمير در « انّه » به معناى « شأن » مىباشد .
قوله : بما هو : يعنى بملاحظه ذاتش .
قوله : لا اطاعة له : ضمير در « له » به امر غيرى عود مىكند .
قوله : و لا قرب فى موافقته : ضمير در « موافقته » به امر غيرى راجع است .
قوله : و لا مثوبة على امتثاله : ضمير در « امتثاله » به امر غير عود مينمايد .
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 906
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٩٠٦