انجام وظيفه كند شارع در مقابل عمل و فعل مناسك اظهار رضايت كرده و بوى ثواب مرحمت ميفرمايد و ديگر نظرى به اين ندارد كه در قبال سير نيز بايد مكلّف را مورد اجر و ثواب قرار دهد .
پس در نتيجه بايد گفت امتثال اوامر غيرى موجب استحقاق ثواب نبوده چنانچه مخالفت آنها مكلّف را مستحقّ عقاب قرار نميدهد .
لذا اگر واجبى از واجبات مقدّمات متعدّد داشته باشد و مكلّف تمام را انجام داده و سپس واجب را نيز اتيان نمود يك ثواب فقط بر اتيان واجب مستحقّ است بدون اينكه در قبال هريك از مقدّمات اجرى ملاحظه شود چنانچه اگر تمام مقدّمات را ترك كرده و قهرا واجبب را نيز مخالفت نمود صرفا يك عقاب و آن هم بر ترك واجب بوى متوجّه است .
قوله : و موافقته : يعنى موافقت امر نفسى .
قوله : على عصيانه و مخالفته عقلا : ضمائر مجرورى به امر نفسى راجع ميباشند و كلمه « عقلا » اشاره است باينكه حكم مزبور از نظر عقل بوده با قطع نظر از اخبار و احاديث وارده كه مشتمل بر اخبار از تفضّل باريتعالى و صفت ترحّم جنابش ميباشند .
قوله : و امّا استحقاقهما على امتثال الغيرى : ضمير تثنيه در « استحقاقهما » به ثواب و عقاب راجع است .
قوله : ففيه اشكال : ضمير در « فيه » به استحقاق عود مىكند .
قوله : بما هو موافقة و مخالفة : يعنى نفس موافقت و مخالفت در اينقسم از اوامر مطلوب و مبغوض نيست ، بلى از باب منجر شدن به اتيان واجب نفسى كه مطلوب ذاتى و يا منتهى گشتن به ترك آن كه مبغوض اصلى است بسا مكلّف را مورد تحسين و تقبيح قرار ميدهند .
قوله : الّا لعقاب واحد : و آن عقابى است كه بر ترك واجب نفسى مترتّب مىباشد .
قوله : او لثواب كذلك : يعنى ثواب واحد و آن ثوابى است كه بر
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 900
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٩٠٠