الواجب و لم يأت بواحدة من مقدّماته على كثرتها او وافقه وم اتى به بما له من المقدّمات .
ترجمه :
تتمّه و دنباله بحث
در اينمقام از مبحث واجب نفسى و غيرى تتمّهاى باقى مانده كه در دو فراض از آن صحبت خواهيم نمود .
[ اشكال در ترتّب ثواب و عقاب بر واجب غيرى و جواب از آن ]
اوّل
شكّى نيست كه بر امتثال امر نفسى و موافقت با آن شخص مستحقّ ثواب بوده و بر عصيان و سرپيچى از آن عقلا استحقاق عقاب و عذاب دارد .
و امّا استحقاق ثواب و عقاب بر امتثال امر غيرى و مخالفت با آن .
در آن اشكال است اگر چه تحقيق مقتضى است بگوئيم بر موافقت و مخالفت با آن بملاحظه موافقت و مخالفت و با در نظر گرفتن ايندو عنوان استحقاق ثواب و عقابى نبايد مترتّب باشد چه آنكه ضرورى و بديهى است عقل مستقلّا به يك عقاب يا ثواب واحدى حكم نموده و در جائى كه شخص واجب را مخالفت كرده و با داشتن مقدّمات كثيره جملگى آنها را ترك نمايد يا موافقت با آن را نموده و واجب را با تمام مقدّمات متعدّدى كه دارد اتيان نمود عقل در صورت اوّل يك عقاب و در فرض دوّم ثواب واحدى را ثابت ميداند .
تحرير و شرح
قبلا گفته شد يكى از تقسيمات واجب ، تقسيم آن به واجب نفسى و واجب غيرى مىباشد .
واجب نفسى همچون حجّ و افعال آن و واجب غيرى نظير سير از وطن تا ميقات .