امرى كه به واجب نفسى تعلّق ميگيرد اصطلاحا امر نفسى و آنچه به واجب غيرى متوجّه مىباشد بنام امر غيرى خوانده مىشود .
بدون ترديد و اشكال امتثال اوامر نفسى واجب و مخالفت آنها حرام است و بعبارت ديگر بر موافقت آنها ثواب و مخالفتشان عقاب مترتّب است زيرا ثواب طبق آنچه در مباحث كلامى آمده عبارتست از عوض فعل و عملى كه مكلّف انجام داده مشروط باينكه مقرون به اجلال و تعظيم باشد .
و عقاب آنست كه عوض مقرون باهانت و اذلال باشد .
و پرواضح است حقتعالى ممتثل امر را عوضى مقرون با اجلال مرحمت فرموده و مخالفت كننده را عوضى كه همراهش توهين و تحقير است نصيب ميگرداند .
ناگفته نماند آنچه ذكر شد بحسب حكم عقلى است بنابراين منافاتى ندارد در موردى كه مكلّف مستحقّ عقاب و عذاب است حضرت پروردگار مهربان از باب تفضّل او را عقاب ننمايد .
و امّا كلام در اطاعت و عصيان اوامر غيرى :
اجمالا بايد گفت غرض از اين قبيل اوامر اين نيست كه مكلّف صرفا آنها را اطاعت و امتثال كرده و به همين مقدار اكتفاء نمايد بلكه ميتوان ادّعاء نمود اساسا مطلوب ذاتى در آنها منحصرا دست يافتن بواجب ديگر و هموار شدن طريق براى اتيان و امتثال مطلوب نفسى مولى مىباشد همچون سير از وطن به ميقات كه ذاتا متعلّق غرض آمر نبوده و شارع مقدّس سير بما هو سير را نخواسته بلكه از اينجهت به آن امر فرموده تا مكلّف خود را به ميقات رسانده و بتواند مناسك واجبه را كه غرض اصلى و مطلوب قطعى او هستند بجاى آورد بطورى كه اگر انجام مناسك بدون طىّ طريق امكانپذير ميبود اعراضت از آن و اكتفاء به اتيان خصوص مناسك شارع مقدّس را از مكلّف راضى مينمود و هرگز وى را در مقابل ترك سير مورد مؤاخذه قرار نميداد كما اينكه اگر وى اين واجب غيرى را انجام دهد و خود را به مقيات برساند و
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 899
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٨٩٩