تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 893

مساهمون:

ص٨٩٣
ترجمه :

منشاء خلط و اشتباه مرحوم شيخ اعظم

شايد منشاء اشتباه و علّت اختلاط اين باشد كه بين حضرات متعارف شده از مفاد صيغه به طلب مطلق تعبير ميكنند بدون اينكه آن را به حقيقى يا انشائى مقيّد سازند لذا از آن اينطور توهّم شده كه مفاد صيغه طلب حقيقى مىباشد يعنى الزاما بايد طلب را بحمل شايع بر آن حمل كرد . ولى بجان خود سوگند ميخورم كه اين توهّم از قبيل اشتباه مفهوم بمصداق است يعنى متوهّم مصداق را بجاى مفهوم قرار داده و اينطور پنداشته كه مقصود حضرات از اطلاق طلب به مفاد صيغه طلب حقيقى و مصداق اراده حقيقيّه بوده در حالى كه چنين نبوده و مراد ايشان مفهوم آن يعنى طلب انشائى مىباشد . بنابراين ميگوئيم : اگر طلب حقيقى و اراده واقعى قابليّت براى تقييد را نداشت اقتضاء آن اين نيست كه مفاد هيئت نيز كه همان طلب انشائى است براى تقييد قابل نباشد اگرچه اطلاق طلب نيز در آن متعارف است و اينكه در السنه لفظ طلب را مطلق آورده و مقيّدش به انشائى نميكنند جهتش آنست كه اراده انشائى واضح و روشن بوده و بدون تقييد مراد حاصل است چه آنكه طلب حقيقى و اراده واقعى را نميتوان با صيغه انشاء نمود و نفس همين معنا خود قرينه است بر اينكه مقصود حضرات از اطلاق طلب بر مفاد هيئت ، طلب انشائى است . قوله : التّعبير عن مفاد الصّيغة بالطّلب المطلق : يعنى ميگويند هيئت و صيغه دلالت بر طلب دارد بدون اينكه طلب را به انشائى يا حقيقى مقيّد سازند . قوله : فتوهّم منه انّ مفاد الصّيغة الخ : فاعل « توهّم » مرحوم شيخ اعظم