ترجمه :
بقيّه كلام مرحوم مصنّف در ارتباط با اشكال بكلام شيخ اعظم ( ره )
و اينكه فعل را بمطلوب واقعى و اراده حقيقيّهاى كه داعى بر ايقاع طلب و انشاء بعث به طرف مطلوب حقيقى و تحريك بجانب مراد واقعى است متّصف مينمايند هرگز با اتّصافش به طلب انشائى نيز تنافى ندارد .
و اساسا وجود انشائى هرشيئى منحصرا همان قصد حصول مفهومش با لفظ مىباشد اعمّ از آنكه طلب حقيقى وجود داشته يا طلبى در واقع نبوده و انشاء بسبب ديگرى صورت گرفته باشد .
تحرير و شرح
مرحوم شيخ اعظم فرمودند :
شكّى نيست در اينكه فعل را بواسطه طلبى كه از امر استفاده مىشود به مطلوب بودن متّصف مينمايند ، بايد گفت اين اتّصاف صرفا بواسطه تعلّق گرفتن اراده حقيقيّه و طلب واقعى مىباشد و معقول نيست كه بمجرّد مفهوم طلب و وساطتش فعل را مطلوب بخوانند .
مصنّف ( ره ) در جواب اين بيان ميفرمايند :
اگرچه اينطور است كه تقرير شد يعنى فعل را بواسطه اراده حقيقى و طلب حتمى به « مطلوب بودن » متّصف مينمايند ولى بايد گفت :
اين اتّصاف با اتّصافش به طلب انشائى هيچ تنافى ندارد چه آنكه نسبت بين طلب انشائى و طلب حقيقى مانعة الجمع نيست چه آنكه فعل را زمانى به واسطه طلب انشائى مطلوب بطلب انشائى خوانند كه قصد طالب و منشئ از انشاء صرفا حصول مفهوم باشد اعمّ از آنكه ماوراء آن بتاتا اراده و طلبى نبوده و صرفا بواسطه برخى از دواعى همچون تعجيز و استهزاء و امتحان و غير آن از اسباب ديگر مفهوم طلب انشاء شده يا غير از اين اسباب و دواعى
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 891
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٨٩١