تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 861

مساهمون:

ص٨٦١
ترجمه : وجه دوّم مقيّد نمودن هيئت موجب بطلان محلّ اطلاق در مادّه شده و بدين وسيله موردش مرتفع ميگردد بخلاف صورت عكس آن كه مادّه را مقيّد بنمائيم كه در اين صورت اطلاق هيئت محفوظ مانده و ميتوان آن را نيز مقيّد ساخت و در هرموردى كه امر دائر بين دو تقييدى بوده كه اين گونه باشد تقييدى را كه موجب بطلان ديگرى نيست اولى و مقدّم ميدانند . بيان صغرى : امّا توضيح صغرى و اينكه چطور در مورد بحث امر مردّد بين دو تقييدى است كه تقييد در هيئت موجب بطلان تقييد در مادّه بوده بدون صورت عكس اينستكه : وقتى هيئت مقيّد شد ديگر محلّى براى بيان اطلاق مادّه باقى نميماند زيرا مادّه از وجود قيد هيئت منفكّ نبوده و آن نيز مقيّد مىشود بخلاف تقييد كردن مادّه كه با فرض آن باز براى هيئت اطلاق محفوظ مانده و عمومش باقى است لذا ممكن است حكم بوجوب نمود چه قيد موجود بوده و چه معدوم باشد . توضيح كبرى : و امّا توضيح كبرى و اينكه در دوران امر بين دو تقييدى كه ذكر شد چطور بايد تقييدى كه موجب بطلان ديگرى نيست مقدّم گردد نه آنكه با ايجادش ديگرى را زائل و باطل مىكند اينستكه : تقييد اگرچه مجاز نميباشد ولى در عين حال بر خلاف اصل است و در واقع و نفس الامر فرقى نيست بين اينكه اطلاق را مقيّد نمائيم يا عملى كه با آن از حيث اثر و نتيجه مشترك است انجام دهيم و چون تقديم احد التّقييدين وقتى موجب بطلان ديگرى شد بمنزله آن است كه دو تقييد مرتكب شده‌ايم بخلاف صورت ديگر لاجرم بايد فرض ديگر را كه موجب ارتكاب