تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 829

مساهمون:

ص٨٢٩
نظر عقل غير ممكن است با توجّه به اين نكته ميگوئيم : طبق تعريفى كه قبلا گذشت واجب معلّق آنست كه وجوب در آن فعلى بوده ولى واجب بملاحظه اينكه ظرفش در استقبال است استقبالى مىباشد . پرواضح است تا زمان واجب فرانرسيده اتيان آن مستحيل است ، پس در زمان ايجاب و تكليف امتثال بملاحظه عدم قدرت غير ممكن است در نتيجه چنين تكليفى جايز نبايد باشد . مرحوم مصنّف در جواب از اين اشكال ميفرمايد : اگرچه شرط در تكليف قدرت بر امتثال است ولى اين شرط مطلق نبوده بلكه مقيّد به زمان واجب مىباشد . و بعبارت ديگر : شرط صحّت تكليف آنست كه مكلّف در زمان مكلّف به بر امتثال آن قادر باشد و اين شرط در واجب معلّق حاصلست . بلى اگر شرط در صحّت تكليف اين بود كه در زمان ايجاب قدرت بايد حاصل باشد البتّه اشكال مذكور متوجّه بوده و متين مىباشد ولى همانطوريكه گفتيم شرط اين نيست . البتّه وقتى شرط را قدرت در زمان واجب فرض كنيم از قبيل شرط متأخّر نسبت به تكليف مىشود ولى متأخّر بودن شرط هيچ محذورى نداشته و همانطوريكه قبلا بطور مشروح گذشت همچون شرط مقارن مىباشد . قوله : مع انّها من الشّرائط العامّة : ضمير در « انّها » به قدرت بر مكلّف به راجع است و مقصود از شرائط عامّه ، شروطى است كه دليل بر اعتبار آنها عقل مىباشد . قوله : القدرة على الواجب فى زمانه : يعنى زمان واجب . قوله : انّه كالمقارن : ضمير در « انّه » به شرط متأخّر راجع است . قوله : للقاعدة العقليّة : مقصود لزوم عدم انفكاك بين علّت و معلول