تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 832

مساهمون:

ص٨٣٢
مورد تكليف هستند در مثال نيز اكرام و ملاقات هردو واجب و مطلوب آمر ميباشند . و در برخى اوقات صرفا نفس واجب مورد تكليف است بدون امر مزبور يعنى آمر گفته است اگر بحسب اتّفاق فلان حادثه در خارج اتّفاق افتاد موظّف و مكلّفى كه اين شيئ را بياورى مثلا در مثال مزبو بگويد : يجب عليك ان تكرم زيدا ان اتّفق الملاقاة بينك و بينه . و از اين شرح مختصر معلوم شد كه امر معلّق عليه در واجب معلّق اختصاصى به امر غير مقدور ندارد پس وجهى براى فرموده صاحب فصول نمىبينم كه آن را منحصرا در غير مقدور فرض فرموده است .

دليل بر عدم فرق و عدم اختصاص

دليل ما بر عدم اختصاص امر معلّق عليه به غير مقدور اينستكه : مطلوب و غرض در واجب معلّق اينستكه مقدّمات آن را پيش از واجب و حصولش در خارج واجب كرده و اتيان آن را بر مكلّف لازم شمرده تا بدينوسيله پس از فرارسيدنا زمان واجب و قدرت نداشتن بر مقدّمات بمحذور ترك واجب برخورد نكنيم مثلا : اگر اكرام زيد موقوف بر مقدّمات و امورى بود كه پيش از غروب آفتاب ميسور و مقدور هستند ولى بعد از بسر آمدن شب مكلّف براى اتيان آنها قدرتى نداشته باشد در اينفرض اگر آمر به مكلّف گفت بر تو واجب است زيد را پس از غروب آفتاب اكرام كنى مسلّما غرض آمر از ايجاب فعلى و صادر كردن اين خطاب بالفعل و قبل از غروب آنست كه مكلّف در تهيّه مقدّمات برآيد تا زمينه براى امتثال واجب آماده بوده بطوريكه پس از غروب آفتاب بتواند مطلوب آمر را انجام دهد .