الشّوق الّذى يكون هو الارادة و ان لم يكن هناك فعلا تحريك ، لكون المراد و ما اشتاق اليه كمال الاشتياق امرا استقباليّا غير محتاج الى تهيئة مؤنة او تمهيد مقدّمة ، ضرورة انّ شوقه اليه ربّما يكون اشدّ من الشّوق المحرّك فعلا نحو امر حالىّ او استقبالىّ محتاج الى ذلك .
ترجمه :
جواب دوّم مرحوم مصنّف از اشكال نهاوندى ( ره )
سپس مرحوم مصنّف در مقام جواب دوّم از اشكال سابق الذّكر برآمده و اينطور ميفرمايند :
بلكه مقصود علماء از وصفى كه در تعريف اراده آوردهاند اينستكه بيان كنند مرتبه شوق را كه اراده نام دارد اگرچه در آنجا بملاحظه اينكه مراد و امر مشتاق اليه استقبالى بوده و نيازى به تهيّه مؤنه و جمع آورى مقدّمات ندارد فعلا تحريكى نباشد چه آنكه بديهى و ضرورى است شوق شخص مريد بچنين مرادى بسا از شوق محرّك فعليش به امر حالى يا استقبالى كه به تمهيد مقدّمات و تهيّه مؤنه نياز دارد اشدّ و قوىتر مىباشد .
تحرير و شرح
حاصل اين جواب آنست كه :
اينكه حضرات در تعريف اراده گفتهاند :
اراده عبارتست از شوق اكيد كه عضلات را به طرف مراد حركت دهد .
صرفا مقصودشان اين نيست كه تحريك فعلى بوده بطوريكه بمجرّد حصول اراده آن نيز حاصل شود بلكه مرادشان اينستكه بيان مرتبه شوق را نموده و اظهار نمايد كه در موطن اراده تحريك فعلى حاصل است چه آنكه