تحرير و شرح
سپس مرحوم مصنّف به شرح منشاء اشتباه و امرى كه مرحوم نهاوندى را به آن كشانيده اشاره نموده و ميفرمايند :
احتمالا سبب باشتباه افتادن ايشان اين باشد كه حضرات در مبحث اراده آن را اينطور تعريف كردهاند :
اراده عبارتست از شوق اكيدى كه عضلات را به طرف مطلوب به حركت آورد .
از اين تعريف نهاوندى ( ره ) چنين پنداشته كه تحريك عضلات الزاما به طرف امر حالى بايد باشد و ممكن نيست به طرف شيئى كه متأخّر بوده و از حيث زمان در وقت استقبال قرار دارد حاصل شود .
ولى اين غفلتى است كه از ايشان صادر شده و واقع امر اينطور نميباشد زيرا اشياء و امورى كه مورد طلب و قصد انسان قرار ميگيرند متفاوت هستند زيرا بعضى از آنها بدون مؤنه و وساطت چيزى ميباشند نظير حركت نفس اعضاء مثلا شخص قصدش صرفا حركت دادن دست يا پا يا ديگر اعضاء و جوارح است و برخى از آنها نياز بمؤنه و مقدّمات دارد و آنها نيز از حيث قلّت و كثرت مقدّمات با يكديگر متفاوتند بعضى داراى مقدّمات قليل و پارهاى نياز به مقدّمات فراوان دارند .
پرواضح است نسبت به تمام اين امور تحريك عضلات بيكسان نميباشد ولى در تمام اين قدر مشترك وجود دارد كه تحريك آنها به طرف مقصود و مطلوب است اگرچه نحوه آن از حيث كمّ و كيف با يكديگر تفاوت و تغاير دارد ، پس اينطور نيست كه اگر گفته شد اراده عبارتست از شوق مؤكّدى كه عضلات را به طرف مراد و مطلوب به حركت آورد الزاما مراد امر حالى و مقارن با شوق مزبور باشد بلكه حركت عضلات اعمّ است از اينكه خود بنفسها مطلوب و مورد غرض بوده تا امر حالى باشد يا از آن بعنوان مقدّمه استفاده شود و بدين ترتيب مقصود و مراد امر متأخّر و استقبالى در نظر گرفته
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 821
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٨٢١