فحركة العضلات تكون اعمّ من ان تكون بنفسها مقصودة او مقدّمة له و الجامع ان يكون نحو المقصود .
ترجمه :
منشاء وقوع نهاوندى در اشتباه و غفلت وى از واقع
مرحوم مصنّف ميفرمايند :
شايد آنچه ايشان را در غلط و اشتباه انداخته اين نكته باشد كه بسمع وى رسيده و آن اينستكه :
حضرات اراده را به شوق مؤكّدى كه عضلات را به طرف مراد و مطلوب به حركت آورد تعريف كردهاند لهذا نهاوندى چنين پنداشته كه تحريك عضلات به طرف امر متأخّر و مستقبل ممكن نيست در حالى كه غفلت نموده از اينكه تحريك به طرف مطلوب بحسب اختلافاتى كه مطلوبها با هم دارند مختلف مىشود چه آنكه برخى از آنها بدون مؤنه بوده مانند حركت نفس عضلات و برخى واجد مؤنه ميباشند .
بعضى مقدّمات محدود و قليل داشته و پارهاى نياز بمقدّمات كثير و فراوان ميباشند .
پس همانطوريكه مقاصد و مطالب اينچنين با يكديگر متفاوت و متفارق هستند محرّك بودن اراده و به حركت آوردنش عضلات را به طرف آنها نيز بملاحظه هريك بايد فرق داشته باشد .
و در نتيجه بايد گفت :
پس حركت عضلات اعمّ است از اينكه خود بنفسها مقصود بوده يا بعنوان مقدّمه به كار گرفته بشود و قدر جامع بين آنها اينستكه جملگى به طرف مقصود و به طرف غرض مورد عمل واقع شدهاند .