بسيارى از امور كه هم مسافت زمانى داشته و هم مؤنه و هزينه فراوان احتياج دارند مورد طلب و اراده واقع شده و شخص طالب براى رسيدن به آن هم مسافت را طىّ كرده و هم هزينه را متحمّل مىشود و اين خود اقوى شاهد است بر تعلّق طلب بامر استقبالى متأخّر و از باب ادلّ دليل بر امكان شيئ وقوع آن است ميتوان اظهار داشت كه هيچ استحالهاى در تعلّق گرفتن اراده به امر استقبالى وجود ندارد و اساسا اراده علّت براى مراد نيست بلكه مراد متعلّق آن است نه معلول تا اشكال سابق الذّكر متوجّه گردد و پرواضح است كه متعلّق در هرزمانى كه باشد اراده ممكنست به آن توجّه پيدا كرده و در اين مر فرقى نيست بين اينكه زمان تحقّق متعلّق حال و مقارن با اراده بوده يا استقبال و متأخّر از آن باشد .
قوله : و هو اوضح من ان يخفى : ضمير « هو » به تعلّق اراده به امر استقبالى راجع است .
قوله : لاجل تعلّق ارادته به : ضمير در « ارادته » به متحمّل مشاق راجع بوده و در « به » به « مقصود » عود مىكند .
قوله : و كونه مريدا له : كلمه « كونه » معطوف است به « اجل » و ضمير مجرورى آن به متحمّل مشاقّ و در « له » به مقصود راجع است .
قوله : قاصدا ايّاه : ضمير « ايّاه » به مقصود راجع است .
قوله : لا يكاد يحمله على التّحمّل الّا ذلك : ضمير منصوبى در « يحمله » به متحمّل مشاق راجع بوده و مشار اليه « ذلك » مقصود بعيد المسافة و كثير المؤنة مىباشد .
متن :
و لعلّ الّذى اوقعه فى الغلط ما قرع سمعه من تعريف الارادة بالشّوق المؤكّد المحرّك للعضلات نحو المراد و توهّم انّ تحريكها نحو المتأخّر ممّا لا يكاد و قد غفل عن انّ كونه محرّكا نحوه يختلف حسب اختلافه فى كونه ممّا لا مؤنة له كحركة نفس العضلات او ممّا له مؤنة و مقدّمات قليلة او كثيرة .
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 819
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٨١٩