تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 813

مساهمون:

ص٨١٣
بلى اشكاليكه ميتوان به صاحب فصول نمود اينستكه : تقسيم واجب به واجب منجّز و واجب معلّق تقسيمى عليحدّه و در مقابل تقسيم آن به مطلق و مشروط نميباشد بلكه هردو از اقسام واجب مطلق ميباشند بنابراين بايد گفت : واجب بر دو قسم است : واجب مطلق و واجب مشروط . واجب مطلق آنست كه وجوبش مقيّد و مشروط به حصول مقدّمه نباشد . و واجب مشروط آنست كه وجوب آن موقوف به حصول مقدّمه باشد . و واجب مطلق خود بر دو قسم است : واجب منجّز و واجب معلّق . واجب منجّز آنست كه علاوه بر اينكه وجوبش موقوف بر حصول مقدّمه نيست حصول و تحقّقش نيز مشروط و مقيّد به امر غير مقدور نيز نميباشد همچون معرفت بمعارف خمس . واجب معلّق آنست كه اگرچه وجوبش موقوف بر حصول مقدّمه نيست ولى حصول آن مقيّد و مشروط بامر غير مقدور مىباشد نظير حجّ پس از حصول استطاعت . پس جامع و قدر مشترك بين واجب و منجّز و معلّق اينستكه هردو وجوبشان مطلق است يعنى موقوف و مشروط به حصول مقدّمه نميباشد و بعبارت ديگر : وجوب در هردو فعلى است منتهى در منجّز علاوه بر وجوب ، واجب نيز فعلى بوده ولى در معلّق تنها وجوبش فعلى بوده امّا واجب استقبالى مىباشد . بنابراين تقسيم مزبور را از اينجهت ميتوان تضعيف كرد نه از طريقى كه مرحوم شيخ تخطئه فرموده و اساسش در واقع انكار واجب مشروط مىباشد .