تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 95

مساهمون:

ص٩٥
و لا يكاد ينقضى تعجّبى كيف رضى المتوهّم ان يجعل كلامهما ناظرا الى ما لا ينبغى صدوره عن فاضل فضلا عمّن هو علم فى التّحقيق و التّدقيق . ترجمه :

جواب

بلى همين‌طور است در چنين وقتى اصلا دلالت تصديقى براى لفظ محقّق نبوده بلكه در آنجا بجاى دلالت جهالت و ضلالت حكمفرما بوده كه شخص بىخبر و بىاطّلاع آن را دلالت مىپندارد . و از عدم تحقّق دلالت تصديقى در اين قبيل مواضع محذور و اشكالى پيش نمىآيد . و بجان خود قسم آنچه را كه دو عالم بزرگ افاده نموده و فرموده‌اند يعنى تبعيّت عالم اثبات از وادى ثبوت امرى است واضح و مفرّى از آن نمىباشد . و جاى بسى تعجّب و شگفت است كه متوهّم چگونه حاضر شده كلام اين دو شخص بزرگ را ناظر به معنائى داند كه صدور آن از شخص فاضل شايسته و روا نيست چه رسد از كسى كه در عالم تحقيق و ميدان تدقيق علم و نشانه شده است . قوله : لا يكون حينئذ : يعنى حين الخطاء او الاعتقاد بارادة شىء و لم يكن له من اللّفظ مراد . قوله : يحسبها الجاهل دلالة : ضمير منصوبى در « يحسبها » به جهالة و ضلالة عائد است . قوله : على ما بيّناه : يعنى به معنائى كه ما بيان و آشكار نموديم . قوله : كيف رضى المتوهّم : مقصود از « متوهّم » صاحب فصول ( ره ) مىباشد .