كانت له الدّلالة التّصوّريّة ، اى كون سماعه موجبا لا خطار معناه الموضوع له و لو كان من وراء الجدار او من لافظ بلا شعور و لا اختيار .
ترجمه :
كلام منقول از شيخ الرّئيس و محقّق طوسى و تفسير مصنّف در اين مقام
و امّا آنچه از دو عالم بزرگ يعنى شيخ الرّئيس و مرحوم محقّق طوسى نقل شده كه ايشان فرمودهاند :
دلالت لفظ بر معنا تابع اراده است معنايش اين نيست كه الفاظ وضع شدهاند براى معانى به ملاحظه اينكه مقصود و مراد هستند چنانچه برخى از افاضل اينطور پنداشتهاند بلكه اين كلام ناظر است به اينكه دلالت الفاظ بر معانى خود به دلالت تصديقى ( يعنى دلالت بر مراد بودن معانى براى متكلّم و لافظ ) تابع اراده معانى از الفاظ است و بر اين كلام تبعيّت مقام اثبات از مقام ثبوت متفرّع مىشود و نيز لازمه آن اينست كه كشف متفرّع است بر واقع مكشوف چه آنكه تا ثبوت واقعى نباشد براى اثبات و كشف و دلالت مجالى وجود ندارد .
و ازاينرو در مقام اثبات اراده متكلّم و دلالت كلامش بر اراده معنا لازم است احراز شود كه وى در صدد افاده مىباشد چه آنكه در غير اين صورت دلالت مزبور براى كلامش ثابت نيست اگرچه واجد دلالت تصوّريّه باشد و مقصود از دلالت تصوّريّه آنست كه :
شنيدن كلامش سبب مىشود معناى موضوع له بذهن خطور كند اگرچه از پشت ديوار يا از متكلّم بدون اختيار و فاقد شعور شنيده شود .
تحرير و شرح
گفته شد كه الفاظ بازاء نفس معانى جعل و وضع شدهاند و اراده و قصد در آن هيچگونه دخالتى نداشته و در حال وضع واضع آن را ملاحظه نكرده