تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 669

مساهمون:

ص٦٦٩
با يأس از عروض حالت اختيار وافى بغرض و واجد مصلحت بوده يا اين‌طور نمىباشد .

تحرير و شرح

حاصل سؤال مزبور اينست كه : اگر در فرض دوّم عمل اضطرارى وافى به تمام غرض نباشد و لو با انتظار عروض قدرت و زوال عذر بايد گفت اساسا چنين تكليفى نبايد از جانب شارع مقدّس تشريع شود بلكه بجاى جعل چنين تكليفى كه محصّل غرضش هم نيست مىبايد اصل اتيان عمل را ساقط و قضايش را واجب نموده باشد كه با اين ترتيب تمام غرضش حاصل مىگردد و عمل نيز واجد تمام مصلحت مىباشد . مرحوم مصنّف در جواب اين سؤال مىفرماين : اين تقرير فى حدّ نفسه و ذاتا صحيح بوده و متين مىباشد ولى ايرادى كه به آن متوجّه بوده آنست كه اگر صرفا قضاء واجب باشد و وجوب اداء و اتيان عمل در وقت ساقط ملاحظه گردد بسا مصلحتى كه در وقت وجود دارد بدين ترتيب تفويت مىشود و همين نكته سبب آن شده كه اتيان عمل در وقت واجب باشد و لو تمام غرض به واسطه‌اش تحصيل و تأمين نگردد . قوله : عليه فلا مجال لتشريعه : ضمير در « عليه » به عدم كونه وافيا بالغرض مع عدم امكان تداركه راجع است و ضمير در « لتشريعه » به تكليف اضطرارى مزبور راجع است . قوله : هذا كذلك : مشار اليه « هذا » تقرير اشكال بوده و كذلك نيز اشاره به تثبيت و تصديق آن مىباشد . قوله : و امّا تسويغ البدار الخ : اين عبارت در مقابل عدم تسويغ بدار در صورت دوّم است و حاصل آنكه گفته شد در صورت دوّم بر مكلّف جايز نيست كه عمل اضطرارى را در اوّل وقت اتيان كند بلكه بر او لازمست صبر
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 669 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى