ترجمه : سؤال
اينكه گفته شد اقتضاء به معناى علّيّت است نه دلالت كلام صحيحى است امّا نسبت به امرى كه تعلّق به مأتى به گرفته است .
ولى نسبت به امر ديگر همچون اتيان بمأمور به بامر اضطرارى يا امر ظاهرى باعتبار امر واقعى نزاع در مبحث اجزاء در حقيقت در دلالت دليل اين دو است بر اعتبار بهنحوىكه مفيد اجزاء بوده يا بنحو ديگر كه افاده آن را نكند .
تحرير و شرح
حاصل سؤال اينست كه :
اقتضاء زمانى به معناى علّيّت است كه مقصود از امر متعلّق بمأمور به امر اوّلى و واقعى بوده و از مأتى به ، متعلّق آن باشد نظير امرى كه بوضوء يا نماز در حال اختيار تعلّق گرفته كه وقتى مكلّف آن را اتيان نمود علّت تامّه براى حصول امتثال و اجزاء مىباشد .
ولى اگر مراد از امر ، امر در حال اضطرار يا امر ظاهرى در مورد شكّ بوده و از متعلّق امر ، مأمور به بامر اضطرارى همچون تيمّم در صورت اضطرار به آن يا مأمور به بامر ظاهرى نظير اتيان به نماز به قاعده اشتغال باشد بايد گفت :
نزاع در مبحث اجزاء در اين است كه آيا دليل دالّ بر مأمور به اضطرارى و ظاهرى به نحوى دلالتش هست كه مفيد اجزاء بوده بهطورى كه وقتى مكلّف آن را امتثال نمود و مأمور به ظاهرى و اضطرارى را آورد از واقع مجزى مىباشد يا به نحوى ديگر است كه چنين استفادهاى از آن نمىتوان نمود .
فلذا در اين فرض نزاع راجع به اقتضاء صيغه امر بوده نه اتيان بمأمور به يعنى اقتضاء به معناى دلالت است نه علّت .
قوله : هذا انّما يكون كذلك : مشار اليه « هذا » حمل اقتضاء بر علّيّت و
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 646
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٦٤٦