مثلا اگر طبيبى به مريضى كه مبتلا به مرض صفراوى است جهت ازاله صفراء چنين دستور داد بايد در وقت صبح درحالىكه ناشتا هست از سكنجبين استفاده نمايد .
مريض غرضش از خوردن اين شربت صرفا ازاله صفراء است حال اگر شكّ كند كه در تحصيل اين غرض با خوردن دو قاشق مقصود حاصل مىشود و يا اينطور نيست ولى مىداند كه اگر سه قاشق تناول كند قطعا صفرا از وى بر طرف مىشود عقل وى را ملزم مىكند كه احتياط كرده و حتما سه قاشق را ميل نمايد چه آنكه با خوردن دو قاشق شكّ دارد كه اين امر محصّل غرض وى هست يا نيست .
مورد بحث ما نيز همينطور است يعنى مكلّف مىداند اگر عمل را با قصد قربت بياورد مطلوب و غرض مولى قطعا حاصل است زيرا يا عمل عبادى است و يا توصّلى و هركدام از اين دو كه باشد قصد امتثال مضرّ نبوده بلكه در صورت تعبّدى بودن محصّل غرض نيز مىباشد درحالىكه اگر به صرف آوردن عمل و مجرّد موافقت فعل بدون اتيان به قصد قربت اكتفاء نمايد در آوردن اصل فعل و سقوط امر و تحصيل غرض مولى شكّ داشته فلذا عقل وى را از به دو امر ملزم و مكلّف به احتياط مىداند .
بنابراين اگر وى رعايت احتياط را نكرد و در واقع قصد قربت واجب بود و شارع وى را عقاب و مؤاخذه نمايد ، عقاب و مؤاخذه بجا بوده و از نظر هيچيك از عقلاء مذموم نمىباشد .
و اين تقرير و بيان تنها در صورت شكّ در قصد امتثال نيست بلكه در كلّيّه امورى كه از قبل امر متولّد شده و قابل ايجاب شرعى نمىباشند همچون قصد وجه و تميز حكم چنين است ازاينرو در مورد شكّ نسبت به اعتبار اين دو نيز وظيفه احتياط و تمسّك به قاعده اشتغال مىباشد .
قوله : فاعلم انّه لا مجال هاهنا : ضمير در « انّه » به معناى « شأن » مىباشد و مشار اليه « هاهنا » مورد شكّ در توصّلى و تعبّدى بودن عمل مىباشد .
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 587
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٥٨٧