الواجب بداعى وجوبه .
ترجمه : سؤال ديگر
بلى ، همانطورىكه گفته شد يك وجود در اينجا هست كه متّصف بوجوب نفسى مىباشد ولى در صورتى كه قصد امتثال را شرط آن فرض كنيم ، امّا در وقتىكه آن را شطر و جزء بدانيم ناچار نفس فعلى كه وجوب به آن با قصد امتثال تعلّق گرفته نيز متعلّق وجوب واقع مىشود ، زيرا مركّب صرفا همان تمام اجزاء بوده و تعلّقش به هريك از اجزاء عين تعلّقش بمجموع مىباشد و صحيح است كه آن را به داعى امتثال اتيان نمود چه آنكه ضرورى و بديهى است كه اجزاء واجب را مىتوان به داعى و به قصد وجوب انجام داد .
تحرير و شرح
حاصل سؤال و اشكال مذكور اينست كه :
قصد امتثال و نيّت تقرّب را به دو نحو در نماز مىتوان ملاحظه و اعتبار نمود :
الف : بطور قيد و شرط بهنحوىكه تقيّد نماز به آن داخل در نماز بوده ولى نفس قيد « قصد تقرّب » از نماز خارج باشد .
ب : بنحو جزء و شطر بهطورى كه نماز را مركّب از ركوع و سجود و تكبير و قرائت و نيّت تقرّب و . . . مركّب بدانيم و نيّت قربت همچون اجزاء ديگر علّت مقوّمه نماز باشد .
در صورت اوّل كه نيّت تقرّب بنحو قيد و شرط در نماز ملاحظه مىشود البتّه تقريرى كه شما در جواب « ان قلت » اوّلى نموده و اظهار داشتيد كه در اينجا يك وجود بيشتر نبوده كه همان نماز بوده و متّصف بوجوب نفسى مىباشد كلام متين و صحيحى است و ما نيز آن را قبول داريم .
ولى در فرض دوّم كه قصد امتثال و نيّت قربت جزء نماز در نظر
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 564
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٥٦٤