ترجمه : سؤال
بلى چنين است كه ذكر شد ولى در عين حال نفس نماز نيز به واسطه امر به نماز مقيّد مأمور به مىباشد .
جواب
نه چنين است هرگز ، زيرا ذات مقيّد مأمور به نيست چه آنكه جزء تحليلى عقلى هرگز متّصف بوجوب نمىباشد و دليل بر اين كلام آنست كه در مورد بحث يك وجود كه واجب نفسى است بيشتر نبوده و آن طبق تعلّق گرفتن امر به نماز مقيّد همان مقيّد مىباشد و غير از اين وجوب ، وجوب ديگرى كه متعلّق به هريك از ذات نماز و قيد به تنهائى تعلّق گرفته باشد وجود ندارد چنانچه در مبحث مقدّمه شرح اين معنا خواهد آمد .
تحرير و شرح
حاصل سؤال و خلاصه اشكال اينست :
اگرچه طبق تقرير گذشته متعلّق امر را نماز مقيّد به نيّت قربت و داعى امتثال فرض نموديم ولى در عين حال اينطور نيست كه ذات نماز به استثناى قيد از تعلّق امر بىبهره باشد و توضيح آن اينست كه :
هر مقيّدى مشتمل بر قيدى بوده كه ملاحظه آن قيد بعنوان جزء يا شرط مقدّمه حصول مقيّد مىباشد پس مقيّد به ملاحظه اينكه مقيّد است ذو المقدّمه و ذات مقيّد و قيد هركدام مقدّمه حصول ذو المقدّمه مىباشند و در محلّش مقرّر است وقتى امر به ذو المقدّمه تعلّق گرفت چون حصول آن موقوف بر تحقّق مقدّمه است لاجرم امر بمقدّمه نيز تعلّق مىگيرد .
بنابراين هركدام از ذات نماز و قيد تقرّب مقدّمه براى حصول مقيّد يعنى نماز مقيّد به نيّت تقرّب مىباشند و وقتى فرض كرديم كه نماز مقيّد متعلّق امر بود هركدام از دو مقدّمه نيز مورد امر قرار گرفته و بدين ترتيب نفس
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 562
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٥٦٢